تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
ز آنگونه ز غمهات بجان مىپيچم * كز رشك بخويش آسمان مىپيچد
و اين بيت زيبا در ميان بيتهايى كه از عبد العزيز خان تركستانى پسر ندر محمّد خان صاحب بلخ « 1 » و معاصر شاه عبّاس صفوى نقل كرده‌اند ، سزاوار حفظست :
سبك خرام‌تر از باد در چمن بگذر * بپاى گل منشين آنقدر كه خار شوى
و از رستم خان شيبانى پسر جانى بيگ سلطان بن سلطان ابو الخير خان اين قطعه مشهورست « 2 » :
با آنكه جز گناه نكردم دمى مرا * بىنعمتى نماند در ايّام زندگى آنكو بفضل خويش مرا عقل و جان بداد * ز آن پيش كآيد از من بيچاره بندگى شايد كه لطف باز نگيرد بوقت مرگ * هنگام بىكسى و زمان فگندگى
* * *

احوال شاعران

نخستين نتيجهء تشويقها و ترغيبهايى كه از طرف اكثر شاهان و رجال عهد ، از هر جانب خاصه در شبه قارهء هند ، نسبت بسخنوران مىشد آن بود كه هركه طبعى داشت بشاعرى پرداخت و درين راه تمرين كرد و در انجمنهاى شاعران و محفلهاى آنان حضور يافت تا نامى برآورد و بمركزهاى قدرت و ثروت راه يابد ؛ و اين امر سبب فزونى شاعران در عهد مورد مطالعهء ما گرديد كه از ميان آنان عدهء كثيرى صاحب ديوان شدند . اتفاقا اين حالت در دنبالهء وضعى قرار گرفت كه در پايان دورهء تيموريان پديد آمده و بفزونى عدد شاعران انجاميده ، و اثر آن هم درست در پايان دورهء بايندرى و آغاز عهد صفوى آشكار شده بود . اين شاعران فراوان همگى درس خوانده يا از خاندانهاى دانش و ادب نبودند ، عده‌يى از آنان را مىشناسيم كه برسم دوران تيمورى « 3 » از ميان پيشه‌وران برميخاستند ، خواه آنكه از پيشهء خود دست بازداشته و تنها بشاعرى پرداخته باشند
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص 39 . ( 2 ) - مجمع الفصحاء ، ج 1 ص 29 بنقل از مذكر الاحباب نثارى بخارى . ( 3 ) - بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 161 ( حاشيه ) و ص 170 - 172 .