با خاندان صفوى اهميت و اعتبارى خاص داشتند و در يزد بساط حكومتى شاهانه گسترده بودند « 1 » . اينان درست به همان آيين پادشاهان شاعران را مىپرورده و در جشنها و روزهاى بار از آنان شعر مىشنيدند ، و خاندان حكومتى همزمانشان در كرمان يعنى ولى سلطان افشار و پسرش بكتاش بيگ كه دختر مير ميران را بزنى داشت مانند خويشاوندان ياد شدهء خود در تربيت سخنوران ديار خويش و نگهداشت آنان مىكوشيدهاند .
همزمان با اين دو خاندان حاكمى بفرمان شاه طهماسب در كاشان بسر مىبرد بنام محمد سلطان كه « در ايام حكومت او اهل نظم رعايت بسيار مىيافتهاند و شعر و شاعرى در شهر مذكور رواج تمام داشته است » « 2 » و يكى از علتهاى اصلى كثرت عدد شاعران كاشان در سدهء دهم و بعد از آن وجود همين مرد شعر دوست و تشويق و تربيت او بوده است .
چنان كه در شرححال شاعرانى چون فصيحى و اوجى و مشرقى و ناظم هروى و شوكت بخارى خواهيم ديد « 3 » ، خاندانى از طايفهء شاملو در هرات چندين شاعر استاد را در كنف حمايت و تربيت داشت . ازين خاندان حسينخان ، پسرش حسنخان و نوادگانش عباسقلى خان وصفى قليخان ديرگاهى از عهد صفوى در هرات حكومت داشته و چند تن از آنان شعر پارسى مىسروده و شاعران را مىپرورده و بساختن منظومههايى مىگماشتهاند . از اين خاندان در ذيل نام حسنخان شاملو ( م 1040 ه ) در بخش شاعران با تفصيل بيشتر سخن خواهم گفت .
از همينگونه قدرتمندان محلى بودهاند مرتضى قلى خان پرناك و پسرش محمد قليخان حاكم شبانكارهء فارس « 4 » ؛ و خان احمد گيلانى و مانندگانشان .
هامش
( 1 ) - دربارهء آنان بنگريد به : جامع مفيدى ، ج 3 ، تهران 1340 ، ص 60 ببعد و نيز رجوع كنيد بشرححال وحشى بافقى در همين جلد .
( 2 ) - تذكرهء ميخانه ، تهران ، ص 181 .
( 3 ) - و نيز بنگريد بتذكرهء نصرآبادى ، از ص 20 ببعد
( 4 ) - بنگريد به همين جلد ذيل نام مرشد بروجردى ؛ و نيز تذكرهء ميخانه ، ص 598 ؛ و مآثر رحيمى ج 3 ، ص 781 ببعد .