تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
ابو الحسن و پسرش خواجه ظفر خان احسن و نواده‌اش ميرزا محمد طاهر آشنا ملقب به « عنايت خان » در پرورش شاعران و اديبان پارسىگوى شهرت فراوان در عهد خود حاصل نمودند . دربارهء اين پدر و پسر و نواده بعد ازين ذيل عنوان « احسن » در بخش شاعران سخن خواهم گفت ، اما در اينجا بد نيست اين عبارتها را از صمصام - الدوله شاهنواز خان مير عبد الرزاق خوافى دربارهء احسن نقل كنم كه گفت : « . . . زرها بمردم ايران مىداد ، خصوص در حق شعرا طرفه بذل و كرم مىفرمود . سخنوران صاحب استعداد دل از اوطان برداشته روى اميد بدرگاهش مىگذاشتند و بمنتهاى متمنّا مىرسيدند ، خود نيز شعر را بكمال رسانيده . . . » « 1 » و او چون صاحب ديوانست بعد ازين در شمار شاعران ياد خواهد شد و افزودن اين نكته دور از مناسبت نيست كه درگاه ظفر خان احسن مانند دستگاه امارت ميرزا عبد الرحيم خانخانان محل اجتماع شاعران استاد بود و بويژه كشمير در دورهء صوبه‌دارى او از جملهء مركزهاى مهم ادب فارسى گرديد . ميرزا قوام الدين قزوينى آصفخان متخلّص به « جعفر » از جملهء همين اميران فاضل ايرانى در درگاه تيموريان هندست كه از شاعران مشهور عهد خود بود و دربارهء او جداگانه در بخش شاعران از همين جلد سخن خواهم گفت . رستم ميرزاى صفوى و پسرش ميرزا مراد هم ازينگونه بزرگان ايرانى در ديار هند بوده‌اند . رستم ميرزا پسر سلطان حسين ميرزا پسر بهرام ميرزا پسر شاه اسمعيل اول بود كه چندى حكومت قندهار داشت ولى در فتنهء اوزبك بسردارى عبد اللّه خان ثانى ( پادشاهى از 991 ه تا 1006 ه ) ناگزير آنجا را رها كرد و بهند رفت و در خدمت اكبر پادشاه درآمد . در عهد پادشاهى جهانگير بخطاب برادرى ممتاز گرديد . بعد از مرگ ميرزا غازى بيگ وقارى بسال 1021 چند گاهى حكومت سند داشت . وى در شعر فدايى تخلص مىكرد و از جملهء مشوّقان و حاميان شعراى ايرانى در هند بود . ازوست :
هامش
( 1 ) - مآثر الامراء ، ج 2 ، كلكته 1890 ص 761 - 762 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 483 | ذبيح الله صفا