تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
در عهد گوركانيان هند بود . دربارهء نياى اعلاى اين خاندان يعنى خواجه ارجاسب اميدى رازى پيش ازين سخن گفته‌ام « 1 » . پسرش خواجه محمّد طاهر نيز شعر مى - سرود ولى اختصاصش بيشتر بترسّل و انشاء بود . فرزند او خواجه محمّد شريف متخلّص به « هجرى » در عهد شاه تهماسب صفوى ( 930 - 984 ه ) چند سال وزارت بيگلربيگى خراسان داشت و سپس هفت سال بوزارت يزد و ابرقوه و بيابانك و بعد از آن بوزارت اصفهان گمارده شد و در اصفهان دو برادر شاعر بنام « سلامى » و « كلامى » او را مىستوده‌اند و او خود غزل را خوب مىسرود . وفاتش در 984 ه اتفاق افتاد . ازوست :
آتشِ خَرمنِ من سوخته خرمن داند * همچو من سوخته‌يى سوز دل من داند بىغمان پاى بدامان فراغت دارند * پاىِ عشّاق كجا لذّت دامن داند هجرى از روى تو و بوى تو مىيابد فيض * باغبان قدر گل و لذّت گلشن داند
*
اى ياد تو پيوسته انيس دل ناشاد * گر از تو فراموش كنم از كه كنم ياد هر گل بلباسى ز تو با پيرهن چاك * هر مرغ برنگى ز تو در ناله و فرياد هجرى نشود كار تو از زلف بتان راست * گويا كه ز روز ازل اين طرح كج افتاد
دو پسر ديگر خواجه محمّد طاهر يعنى خواجه ميرزا احمد و خواجه خواجگى بشعر و ادب توجّه داشتند و ازين سه برادر پسران مشهور بر جاى ماندند بدين شرح : از خواجه محمد شريف : خواجه محمّد طاهر كه نام نياى خود داشت ، و خواجه غياث الدين محمد كه ذكرش در سطرهاى آينده خواهد آمد . از خواجه ميرزا احمد كه شاه تهماسب به دو محبّت بسيار داشت ، ميرزا - محمد امين . از خواجه خواجگى : خواجه شاپور . ميرزا محمد امين پسر ميرزا احمد تهرانى ( امين احمد رازى ) همانست كه كتاب پرارزش هفت اقليم را تأليف كرد ؛ و خواجه شاپور پسر خواجگى شاعرى نام‌آور بود كه ترجمهء حالش در بخش شاعران از همين جلد خواهد آمد ؛ و خواجه
هامش
( 1 ) - همين كتاب ، ج 4 ص 425 - 431 .