رسانندهء مقصود من نباشد ولى دربرگيرندهء بسيارى از دولتيان و صاحب نفوذان عهد گوركانيست كه يا بشعر فارسى پرداخته و يا شاعران فارسى را در كنف حمايت گرفتهاند و در ميان آنان حتى گاه بنام پزشكان و مستوفيان عهد گوركانى هم باز - مىخوريم . اين را هم بگويم كه مراد من درينجا بدست دادن چند نمونه است از چگونگى كردار و رفتار بزرگان آن عهد دربارهء شعر و شاعران پارسى و نيز سرگرم بودن بسيارى از سران و سرداران دولت گوركانى بشعر و ادب و پيروى از پادشاهان و مخدومان خود درين زمينه ، و اگر بخواهم درين مبحث بذكر همهء آن بزرگان و كار و كردارشان بپردازم سخن بسيار بدرازا خواهد كشيد .
خاندان ارغونيان تته نخستين خاندان معتبريست كه درينجا شايستگى ذكر دارد . اين خاندان يك طبقهء جديد از اميران محلى سند بود كه از سال 962 بقدرت رسيد . چهارمين فرمانروا ازين خاندان ميرزا جانى بيگ « 1 » بسال 999 پس از لشكر كشى ميرزا عبد الرحيم خان خانان مطيع جلال اكبر پادشاه گرديد و همچنان در فرمانبردارى بسر مىبرد تا بسال 1008 ه بدرود حيات گفت . وى شعر پارسى مىسرود و اين دو رباعى ازوست :
خوش آن وقتى كه عشق غمخوارم بود * آه شب و گريهء سحر كارم بود
بدگردى چرخ بين كه با من نگذاشت * كالاى غمى كه زيب بازارم بود
*
عشقى خواهم كه از خودم پاك كند * آب مژهيى كه دهر نمناك كند
پايى كه بيابان امل را سپرد * دستى كه گريبان هوس چاك كند
پسرش ميرزا غازى بيگ وقارى « 2 » پس از مرگ پدر بجاى او معيّن گشت و
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد بهفت اقليم ، تهران ج 1 ، ص 467 - 469 و بمأخذهايى كه دربارهء پسرش ميرزا غازى بيگ اشاره خواهم كرد .
( 2 ) - دربارهء او بنگريد به :
* مآثر الامراء ، مير عبد الرزاق خوافى ، ج 3 ، كلكته ، ص 345 - 348 .
* هفت اقليم ، امين احمد رازى ، تهران ، ج 1 ص 467 - 469 .