تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
غنيمت كنجانى گجراتى ، عبد القادر بيدل و ديگران ؛ و حتى عده‌يى از شاعران ايرانى و هندى در عهد او و بفرمان او صاحب مقامهاى بلند دولتى شدند مانند حسن بيگ رفيع قزوينى ، ميرزا رضى دانش مشهدى ، ملّا سالك يزدى ، عاقل خان خوافى و جز آنان . و شگفتست كه همين اورنگ‌زيب دخترى شاعر داشت بنام زيب النساء بيگم متخلص به « مخفى » كه نامش را در شمار شاعران همين عهد خواهم آورد . وى قصيده و غزل مىسرود و در شاعرى شاگرد ملّا محمّد سعيد اشرف - مازندرانى بود « 1 » . بعد از اورنگ‌زيب با آنكه دوران ضعف سلسلهء گوركانيان هند آغاز شد ، درخت تناور فارسى همچنان بارورى داشت و هندوستان بوجود شاعران متعدّدى كه نامشان زينت بخش تذكره‌هاى متعدد هنديست آراسته بود ، و گذشته از آنان شاعران استادى مانند واله داغستانى و محمّد على حزين و نظايرشان هنوز هوس گلگشت هند داشتند و از ايرانزمين بدان سامان رخت اقامت مىكشيدند . شاهان گوركانى هم با همه دشواريها كه در كار حكومتشان پديد آمده بود ، نه از ياوريهاى خود بشاعران پارسىگوى باز مىايستادند و نه از پرداختن بشعر و ادب پارسى . آخرين آنان بهادر شاه ثانى ( 1253 - 1275 ه ) بود كه در شعر « ظفر » تخلص مىكرد و اين غزل ازوست :
بتى ، سركشى ، كافرى ، كج كلاهى * برخ آفتابى برخسار ماهى معطّر كنِ مغز جان دو عالم * بعنبر فشانّىِ زلف سياهى نه در خاكسارى چو من بىنوايى * نه در ناز و تمكين چو او پادشاهى فگند از سر زلف آن ماه خوبان * ظفر بر من بىبضاعت نگاهى « 2 »

خاندانها و خانان هند

درين جستار شناخت بعضى از بزرگان هند در عهد پادشاهى گوركانيان محل توجهست . شايد عنوانى كه برگزيده‌ام
هامش
( 1 ) - بهارستان سخن ، ص 587 . ( 2 ) - نقل از « فارسىگويان پاكستان » ، دكتر سيد سبط حسن رضوى ، راولپندى ، 1353 خورشيدى ، ص 31 .