جانقدسى ، ابو طالب كليم كاشانى ملك الشعرا ، سعيداى گيلانى ، حكيم ركناى كاشى ، ميرزا محمد طاهر آشنا ، امان اللّه امانى ، الهى همدانى ، حكيم حاذق گيلانى ، مير يحيى كاشى ، ميرزا رضى دانش ، صيدى تهرانى ، صائب تبريزى و جز آنان ؛ و از مورخان و نويسندگان ملّا منير لاهورى صاحب « انشاء منير » ، ملّا عبد الحميد لاهورى مؤلف پادشاهنامه ، محمد صالح كنبوه لاهورى نويسندهء « عمل صالح » يا شاهجهاننامه ، ميرزا جلال طباطبايى مؤلف شاهجهاننامه . - مىنويسند كه شاهجهان در بخشش درم و دينار بشاعران بىاختيار بود چنان كه در پاداش قصيدهيى از حاجى محمد جان قدسى به وزن او روپيه بخشيد و ازين راه پنجهزار و پانصد روپيه نصيب شاعر شد « 1 » .
پسر و وليعهد شاهجهان ، داراشكوه ( م 1069 ه ) نويسنده و شاعرى فاضل بود ، با عارفان و شاعران مصاحبت و معاشرت داشت . نوشتهاند « 2 » كه بميرزا رضى دانش ( م 1076 ) در پاداش بيت زيرين از غزلى « 3 » :
تاك را سيراب كن اى ابر نيسان در بهار * قطره تا مى مىتواند شد چرا گوهر شود
صد هزار روپيه برسم انعام بخشيد و خود در جواب آن چنين سرود :
سلطنت سهل است خود را آشناى فقر كن * قطره تا دريا تواند شد چرا گوهر شود
كوشش او در ترجمهء اثرهاى عرفانى و حكمى هند به فارسى ، بهمّت خود يا بدست كسانى كه برمىگزيد ، در حقيقت دنبالهء كار جلال الدّين اكبر در شناساندن
هامش
( 1 ) - پادشاهنامهء عبد الحميد لاهورى ، كلكته 1867 ، ج 2 ص 142 .
( 2 ) - بهارستان سخن ، مدراس 1958 ، ص 569 ؛ نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ص 247 .
( 3 ) - تمام آن غزل اينست :موسم آن شد كه ابر تر چمن پرور شود * نكهت گل مايهء شور جنون در سر شود
تاك را سيراب كن اى ابر نيسان در بهار * قطره تا مى مىتواند شد چرا گوهر شود