بنفشه سر زلف را خم زده * گره در دل غنچه محكم زده « 1 »
و اين بيتها در وصف مجلسى است كه همسرش نور جهان بيگم آراسته بود :
دلافروز بزمى شد آراسته * به خوبى بدانسان كه دل خواسته
فگندند در پيش اين سبز كاخ * بساطى چو ميدان همّت فراخ
ز بس نكهت بزم مىرفت دور * فلك نافهء مشك بود از بخور
شده جلوهگر نازنينان باغ * رخ افروخته هر يكى چون چراغ « 2 »
و نيز او راست :
اى آنكه غم زمانه پاكت خورده * اندوه دل وسوسه ناكت خورده
مانندهء قطرههاى باران به زمين * جا گرم نكردهاى كه خاكت خورده
*
هركس بضمير خود صفا خواهد داد * آيينهء خويش را جلا خواهد داد
هرجا كه شكستهيى بود دستش گير * بشنو كه همين كاسه صدا خواهد داد
همسر محبوب جهانگير پادشاه ، نورجهان بيگم دختر اعتماد الدوله غياث - الدين محمّد تهرانى از تبار خواجه ارجاسب اميدى رازى بود . هم شاعران را تشويق مىكرد و هم خود شعر مىسرود . دربارهء او و سخنش ، آنجا كه از تبار خواجه ارجاسب ياد خواهيم كرد سخن گفته خواهد شد .
شهاب الدين محمد شاهجهان ( 1037 - 1068 ه ) پسر و جانشين جهانگير در ذوق و دانش و ادب و ارث پدر و نياكان خود بود . بمعمارى و هنرهاى ظريف دلنمودگى بسيار نشان داد . عمارت تاج محلّ دراگره كه براى آرامگاه زن محبوبش ممتاز محلّ دختر آصف الدوله ( برادر نور جهان بيگم ) ساخته و خود نيز در آن مدفونست ، از شاهكارهاى فنّ معمارى در جهانست . وى در شعر و دانش شاگرد قاسم بيگ تبريزى و حكيم دوايى گيلانى و شيخ ابو الخير و وحيد الدّين گجراتى بود . دربارش بوجود بسيارى از فاضلان و پزشكان و شاعران زمان آراسته بود : از شاعران حاجى محمد
هامش
( 1 ) - توزك جهانگيرى ، ص 191 .
( 2 ) - ايضا ص 303 .