سيّد محمّد هروى - قدسى كربلايى - حيدرى تبريزى - سامرى - قريبى - فسونى شيرازى - نادرى ترشيزى - نوعى مشهدى - بابا طالب اصفهانى - سرمدى اصفهانى - دخلى اصفهانى - قاسم ارسلان مشهدى - غيورى حصارى - قاسمى مازندرانى - رهى نيشابورى .
گذشته ازينان گروهى از شاعران معروف را مىشناسيم كه در دربار اكبر مىزيسته و يا وابسته به آن بودهاند مانند : بايزيد هروى - درويش بهرام سقاى ماوراء النّهرى - حرفى كشميرى - صبوحى جغتايى - مشفقى بخارى - فكرى مشهدى - صبوحى كابلى - نويدى نيشابورى - روغنى - سهمى بخارى - شيخ حسين صوفى چشتى - فارغى كابلى - هاشم قصّه خوان متخلص به محترم و جز آنان .
ازين پس تا چندگاه شمارهء شاعران بارگاه گوركانيان هندو بزرگان درگاهشان فراوان و عاطفت پادشاهان و رجال دربارهء آنان فزايان بود .
نور الدين جهانگير پادشاه ( 1014 - 1037 ه ) نخستين ميراثدار اين گنجينهء بزرگ بود كه هم خود و هم بانوى تهرانيش نور جهان بيگم ( م 1055 ه ) شاعر و دوستدار شاعران و حامى آنان بودهاند . جهانگير كه پيش از پادشاهى سليم نام داشت ، پس از جلوس خود را بنام جهانگير و بلقب نور الدّين خواند . وى چه در دوران وليعهدى و چه در عهد پادشاهى گروه بزرگى از شاعران را در شمار ستايشگران خود داشت . مانند نياى خود بابر « واقعات » حيات خويش را از زمان ولادت تا هنگام تأليف كتابى بنام توزك جهانگيرى يادداشت نمود امّا نه بتركى بلكه به فارسى ، و بعضى از طبعآزماييهاى ادبى خود را هم در شمار اين واقعات درآورد . يك بار بيت زيرين را از ميرزا عبد الرحيم خانخانان :
بگذر مسيح از سرما كشتگان عشق * يك زنده كردن تو به صد خون برابرست
بر بديهه چنين جواب گفت :
از من متاب رخ كه نيم بىتو يك نفس * يك دل شكستن تو به صد خون برابرست
و چون خواند چند تن از شاعران درين استقبال با او همراهى كردند . بار ديگر كه عادل خان از سران بزرگ دولتش را بسردارى و ولايت سراسر دكن برگزيد اين