تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
ديوان تمام كرده و قصايد دارد ، در مثنوى نيز خوب بود ، جواب‌گوى و چوگان « 1 » گفته » « 2 » ؛ و ديگر يوسف بيگ توشمال كه اصلش از تركان جغتاى بود و به فارسى و تركى شعر مىسرود « 3 » ؛ و ديگر طفيلى ابدال از تركان خراسان « 4 » . پيداست كه ازينگونه شاعران تركىگوى بسيار بودند و غالب سرداران و حاكمان و اميرانى از طايفه‌هاى قزلباش ، كه نصرآبادى نامشان را در « فرقهء اول » از صف اول كتاب خود آورده « 5 » و شعر پارسى از آنان نقل كرده بحدس نزديك بيقين از قبيل همان تركان پارسىگوى تركىسراى بوده‌اند كه سام ميرزا از آن سخن گفته است و بعبارت ديگر در زمرهء شاعران ذواللسانين عهد خويش بوده و كم و بيش زبان بشاعرى مىگشوده‌اند . از ميان اين گونه شاعران دو زبانه بعضى در عهد صفوى نام‌آور و صاحب ديوان شده‌اند مانند فضولى بغدادى ( م 963 ه ) معاصر شاه اسمعيل و شاه تهماسب كه غير از ديوان غزل و قصيده بتركى مثنويهاى ليلى و مجنون ، شاه و گدا ، بنگ و باده و جز آن نيز سروده است ؛ و يا مانند ميرزا امان اللّه امانى از سران قزلباش كه از عهد شاه تهماسب تا قسمتى از دوران شاه عباس زندگى كرد و ازو ديوان فارسى و تركى در دستست . وفاتش ظاهرا اندكى بعد از سال 1016 اتفاق افتاد . اين نكته پيش ازين نيز روشن شده است كه ادب تركى خواه تركى جغتايى و خواه تركى آذربايجانى و ديگر لهجه‌هاى آن همگى از شعر و نثر پارسى متأثر و زير تأثير مستقيم آنها و با همان قالبها ، وزنها ، تركيبها و تعبيرها ، همان موضوعات ، همان نوعها از غزل و قصيده و جز آن بوجود آمده است چنان كه گاه همان فارسى همراه با فرنهادهاى دستورى تركى است نه چيزى ديگر و ازينجاست كه همهء شاعران
هامش
( 1 ) - مقصود گوى و چوگان و يا كارنامهء قاسمى گناباديست . ( 2 ) - تحفهء سامى ص 185 . ( 3 ) - ايضا ، ص 186 . ( 4 ) - ايضا ، ص 186 . ( 5 ) - تذكرهء نصرآبادى ص 15 - 53 .