تركى و تركىگويى
پيش ازين « 1 » ديدهايم كه قيام شاه اسمعيل صفوى همراه بود با چيرگى چندين قبيله و عشيره از تركمانان كه همگى تركخوى و تركىگوى بودند و از عهد آن پادشاه تا بهرى از دوران پادشاهى شاه عباس زمام بيشتر كارها را در دست داشتند و بر اثر غلبه و فرمانروايى آنان زبان تركىزبان حكمداران و سپاهيان و سپاهيگرى شد و بدينگونه محيط مساعدى كه براى نشر زبان و فرهنگ تركان در ايران فراهم آمده بود ، نه تنها با تشكيل دولت صفوى از ميان نرفت بلكه بوجود خود ادامه داد و از دوران شاه عباس ببعد هم اگرچه او بسيار از قدرت قزلباشان كاست ، ليكن اولا اين كاهش بيشتر از راه بركشيدن كسانى از همان تركان و تركىگويان كه بىاتكاء بر قبيلهها و به صرف جانبازى مقام و منزلتى يافته بودند ، انجام گرفت « 2 » نه از راه نابود كردن و بيكار نمودن قزلباشان ؛ و ثانيا بيشتر كسانى كه بفرمان پادشاه بمقامهاى لشكرى و حكومت شهرها و استانها گماشته شده بودند از ميان قزلباشان و اويماقهاى تابع آنها انتخاب شده بودند ، خاصه از طايفههاى شاملو ، استاجلو ، ذو القدر ، قاجار ، افشار ، تركمان ، روملو ، بيات ، جغتاى خراسان و جز آنها ، « 3 » و به همين سبب است كه مىبينيم تا پايان عهد صفوى همان محيط فرهنگى كه همراه غلبهء قزلباشان در ايران پديد آمد برقرار بوده است .
بهرحال اين دورهء طولانى از حيث رواج زبان تركى و نفوذ آن در اصطلا - حات ديوانى و در حوزههاى امارت و حكومت ، بويژه در ميان طبقهء سپاهى ، امتدادى بود از دوران تيمورى و غلبهء تركمانان قراقويونلو و آققويونلو ، و با تسلط صفويان نه تنها تغيير محسوسى ازين حيث مشاهده نشد بلكه حتى ادب تركى هم در زير لواى جانشينان شيخ صفى الدين اردبيلى از رواج و توسعه باز نايستاد .
هامش
( 1 ) - همين جلد ص 128 - 131 .
( 2 ) - بنگريد بعالمآراى عباسى ص 1088 - 1089 .
( 3 ) - ايضا ص 1084 - 1087 .