در ايران و انيران بدين كارها سرگرم شدهاند . مثلا بر شرحى كه نور الدين عبد الرحمن جامى ( م 898 ه ) بر كافيه « 1 » ، بنام « الفوائد الضّيائيه » نوشته « 2 » ، همچنانكه پيش ازين گفتم عبد الغفور لارى ( م 912 ه ) و عصام الدين اسفراينى ( م 943 ه ) بر آن حاشيه نگاشتهاند و بر حاشيههاى آن دو چندين حاشيه و شرح در فرارود و ايران و روم پرداخته شد كه بيشتر آنها را كاتب چلبى در كشف الظنون زير عنوان « الكافية فى النّحو » ياد كرده است « 3 » مانند حاشيهء ملازادهء كردى ( م پس از 1070 ه ) بر حاشيهء عصام الدين و حاشيهء مصلح الدين محمد لارى ( م 979 ه ) « 4 » كه در آن نظرهايى نسبت بهردو حاشيهء عبد الغفور و عصام الدين اظهار كرده است ؛ و حاشيهء شهاب - الدين احمد عبادى ( م 994 ه ) بر حاشيهء عصام الدين .
گذشته از اينها حاشيههاى متعدد ديگر بر الفوائد الضيائيهء جامى نوشتهاند و اين بسبب انتشار فراوان آن در سدههاى دهم و يازدهم ميان نحويان بوده است ، و يكى از آنهاست حاشيهيى از سيد نعمت اللّه جزائرى ( م 1112 ه ) بر قسمتى از فوائد ، و شرح و ترجمهء فارسى آقا هادى مازندرانى « 5 » .
شافيهء ابن حاجب نيز كه در صرف است همين حال را داشت و مانند كافيه بر آن شرحها و حاشيهها نوشته شد ليكن در تمام دورهء مورد مطالعهء ما غلبهء شارحان و حاشيهنويسان آن كتاب با ادبشناسان روم بود و در ايران از شرحهاى قابل ذكر بعد از شرح عصام الدين اسفراينى ، شرح و ترجمهييست كه آقا محمد هادى ماندرانى ياد شده ، پسر ملا صالح مازندرانى و دخترزادهء ملا محمد تقى مجلسى بر آن
هامش
( 1 ) - مقصود « مقدمة النحو » مشهور به « كافيه » است از ابن حاجب ( م 646 ه ) بنگريد به همين كتاب ، ج 3 ص 288 .
( 2 ) - بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 115 .
( 3 ) - كشف الظنون ، ستونهاى 1372 - 1373 .
( 4 ) - دربارهء او رجوع كنيد به همين كتاب و همين جلد ص 304 - 305 .
( 5 ) - دربارهء او در سطرهاى آينده سخن خواهيم گفت .