ريو « 1 » بترجمهء پارسى ديگرى از قاموس اشاره مىكند كه عبد الرحمن بن حسين بسال 1207 ه انجام داد . علاوه بر اينها و يكى دو كار مهم ديگر كه در ايران شده يك كتاب معروف بنام منتهى الارب از قاموس منشأ گرفته است كه به زودى دربارهء آن سخن خواهم گفت .
از لغتنامههاى عربى به عربى كه درين عهد ترتيب يافته باشد يكى طراز اللغة است تأليف سيد عليخان كبير ( صدر الدين على بن امير نظام الدين احمد ، م 1118 ه ) از بازماندگان غياث الدين منصور دشتكى شيرازى . وى بسبب آنكه در مدينه متولد شده بود به « مدنى » هم معروفست . چندى در هند بسر برد و در سال 1116 بشيراز بازگشت و در آنجا بدرود حيات گفت . سيد عليخان غير از طراز اللغه كه نسخههاى آن رايجست چند كتاب ديگر در دانشهاى ادبى دارد . طراز اللغه كتابيست مفصل ولى ناتمام در لغت عربى و مؤلف آن كوشيده است در ذيل هر واژه اگر در آيه يا خبر يا مثل و يا در اصطلاحهاى علمى آمده باشد ، آنها را هم تفسير و توضيح كند .
كتاب معتبر ديگر درين زمينه مجمع البحرين است از شيخ فخر الدين طريحى نجفى مجاور مشهد ( م 1085 ه ) در بيان واژههاى دشوار قرآن و حديثهاى اماميان در دو مجلّد كه بارها در ايران چاپ شد .
از لغتنامههاى عربى به فارسى كه درين عهد تأليف شده يكى منتخب اللغات شاهجهانى است از عبد الرشيد بن عبد الغفور حسنى مدنى تتوى كه باز نام او را ذيل فرهنگ رشيدى ديدهايم . اين كتاب بنام شاهجهان گوركانى ( 1037 - 1068 ه ) تأليف شده و واژههاى آن برگزيدهييست از لغتنامههاى معتبر عربى با رعايت اين شرط كه مورد استعمال باشد يعنى از ذكر لغتهاى غريب عرب كه ميان پارسى - گويان متداول نيست صرف نظر شد و مؤلّف در شرح واژهها سعى كرد كه از « فارسى عام فهم خاصپسند » استفاده كند . عبد الرشيد در مقدمهء اين كتاب بر شيوهء فيروزآبادى
هامش
( 1 ) - فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء موزه بريتانيا ج 2 ، ص 511 .