عروض يك مقدمه و دو فصل و يك خاتمه دارد . از دو فصل مذكور فصل نخستين بوزنهاى متداول و مطبوع كه اشعار شاعران مشهور بدانهاست اختصاص يافته و فصل دوم بوزنهايى كه چنين نيستند « 1 » .
كتابى در شرح همين رسالهء مير محمد مؤمن موجودست بنام « لعل قطبى » .
مؤلف آن محمد مشهور به « نصيراى همدانى » است كه از منشيان و شاعران همزمان مير محمد مؤمن و مانند او از بستگان دربار قطب شاهيان گلكندهء دكن بود و كتاب خود را هم بنام قطب شاه لعل قطبى ناميد . ميرزا محمد طاهر نصرآبادى دربارهء او مىنويسد كه بفنون مختلف خاصه رياضى آشنا و در انشاء « صاحب ثمر » بوده و در « تقرير شعر معانى رنگين » داشت و ديوانى متضمن هزار و يك بيت ازو باز مانده بود و در سال 1030 ه درگذشت « 2 » . از اوست :
نگاه گرم تو روى سخن به من دارد * كه چشم پرسخنت با دلم سخن دارد
بهار مىرود اما ز سبزهء خط تو * زمانه سر خط تعليم صد چمن دارد
چو توتيا كه بكاغذ كنند ، باد صبا * غبار كوى تو بر برگ ياسمن دارد
*
وقتست كه دهقان فلك گردد سست * وز سنبلهاش حبّه نماند چو نخست
در چرخ هلال نيست ، گويم به تو راست * يك پره ز چرخهء فلك مانده درست
كتاب لعل قطبى را نصيرا در شرح عروض مير محمد مؤمن و به علت درسى بودن آن فراهم آورد و بسال 1021 ه يعنى دورانى كه هنوز مير محمد مؤمن زنده بود ، بپايان برد و در آن گذشته از شرح مطالب محمد مؤمن مطلبهاى تازهيى از خود افزود كه مدعيست جاى ديگر نتوان يافت « 3 » .
هامش
( 1 ) - نسخهيى ازين رساله در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار موجودست . ( فهرست آن كتابخانه ، ج 2 ، ص 442 - 443 ) .
( 2 ) - تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 166 - 167 .
( 3 ) - نسخهيى ازين كتاب در مدرسهء عالى سپهسالار موجودست ( فهرست آن كتابخانه ، ج 2 ، ص 443 ) .