[ لغت سنگلاخ ]
ديگر لغت سنگلاخ است و آن كتاب مشهوريست در لغت تركى جغتائى كه امير على شيرنوايى ( م 906 ه ) در آثار خود آورده است . مؤلف اين كتاب ميرزا مهدى خان استرابادى ( م بعد از سال 1161 ه ) منشى معروف نادر است كه ذكر احوال و آثار او در شمار نويسندگان و مترسلان در اين دوره خواهد آمد . ميرزا مهدى خان مقدمهيى بر اين كتاب بنام « مبانى اللغه » در دستور زبان تركى نوشت كه بدعوى خويش خود آن را استخراج كرده است . اين كتاب براى آگهى از زبان تركى به همان ميزان ارزش دارد كه برهان قاطع براى زبان فارسى و در آن ضمن توضيح واژهها و تركيبهاى تركى از شعر امير على شير شواهد بسيار نقل شده است .
اين كتاب را حكيم باشى محمد بن عبد الصبور خوئى معاصر و ملازم عباس ميرزا - نايب السلطنه با حذف واژههاى مشتق و شواهد و بعضى مكررات ، تلخيص كرده و « خلاصهء عباسى » ناميده و در مقدمهء آن « قواعد و ضوابط لغت تركى » را بيان نموده است . دربارهء توضيح واژههاى تركى جغتائى كه امير على شير در اثرهاى خود آورده كتاب ديگرى بنام « مقاليد تركيه » موجودست كه فتحعلى بن كلبعلى سپانلو بسال 1232 ه تأليف كرده است « 1 » .
تأليف و تدوين لغتنامههاى ديگر از فارسى بتركى يا از تركى به فارسى در دورهء مورد مطالعه ، و بعد از آن بنحو بسيار وسيعى در قلمرو دولت عثمانى و به صورت محدودى در آسياى مركزى ادامه داشت ولى از آن ميان بدانچه معرفى شده است بسنده مىكنم .
دستور زبان فارسى
به همان ميزان كه ترك زبانان و هندوان بآگهى از لغت فارسى نياز داشتند ، شناختن دستور زبان فارسى نيز براى آنان ناگزيران بود و به همين سبب درين دوره بدنبال عهد پيشين شاهد تأليف كتابهايى درين زمينه هستيم . اين را بايد دانست كه لغتنويسان فارسى اين دوران همچنانكه
هامش
( 1 ) - فهرست كتابخانهء مجلس شوراى ملى ، ج 3 ، ص 100 ؛ فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 2 ، ص 173 - 176 و 268 ؛ فهرست بلوشه ، ج 2 ، ص 220 - 224 .