كتاب واژههاى پارسى را باعتبار حرفهاى آخر آنها بنظم الفبائى درآورد و آنها را بشمارهء حرفها به باب و سپس به « نوع » تقسيم نموده و براى هريك مترادفى يا توضيحى بتركى آورده و كتاب خود را بنام سلطان با يزيد عثمانى ( 887 - 918 ه ) پرداخته است . اين كتاب يكى از مأخذهاى كتاب نعمة اللّه است كه بعد ازين شناخته خواهد شد ، و نيز سرورى از آن در تحرير مجدّد فرهنگ خود استفاده كرد . « 1 »
[ دقائق الحقائق ]
كتاب مشهور ديگرى از سدهء دهم در لغت فارسى بتركى داريم بنام دقائق الحقائق تأليف احمد بن سليمان معروف به ابن كمال پاشا ( م 940 ه ) كه نام او و اثرهايش خاصه كتاب نگارستان را در ذيل نام نويسندگان پارسى اين عهد خواهيم ديد . ابن - كمال پاشا كوشيده است تا در « دقائق الحقائق » واژههاى همسان و مترادف ( مثل :
بزرگ و بزرگوار ، سترك و كلان ؛ و مانند : خاشاك و خاشه ، خس و خسك ) را برگزيند و معناى هريك را شرح دهد . در حقيقت بايد گفت اين لغتنامه كه اصلا به ترتيب الفبايى تنظيم نشده بيشتر بنحوهء استعمال واژهها در ادب فارسى توجه داشته تا ببيان معناى هرواژه ، و نظم دادن آنها به صورت لغتنامهء عادى ؛ و به همين سبب احمد بن خضر اسكوبى شاعر معروف به علوى آن را بنظم الفبايى حرفهاى اول هرواژه درآورده و لغتنامهء منظمى از آن ترتيب داده است .
[ لغت نعمة اللّه ]
ديگر لغت نعمة اللّه است به فارسى تأليف نعمة اللّه بن احمد بن قاضى مبارك رومى كه آن را بسال 947 ه تأليف نمود . نعمة اللّه در مقدمهء اين كتاب گفته كه با استفاده از چند لغتنامهء فارسى و انتخاب واژهها از آنها ، اين كتاب را در سه قسمت فراهم آورده است : 1 ) مصادر 2 ) قواعد زبان درى 3 ) اسمهاى جامد و مشتق ؛ و ترتيب حروف را بر قاعدهء لغتنامهء اقنوم عجم « 2 » بسه باب مفتوح و مكسور و مضموم نهاد تا حركت اول هر كلمه معلوم باشد و هر لغت را جداگانه توضيح داد و در پايان گفت كه اين لغتنامه را « بنام خود اضافت كردم يعنى لغت نعمة اللّه نام نهادم » . حاجى خليفه
هامش
( 1 ) - فهرست ريو ، ج 2 ، ص 513 .
( 2 ) - دربارهء آن بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 116 .