تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
توضيح داد ، و آن را بسال 1147 ه بپايان برد . آرزو در آن كتاب واژه‌ها را بر دو دسته كرد : دستهء نخستين واژه‌هاى دشوارى كه پارسىگويان هند به كار نمىبردند ، و دستهء دوم واژه‌ها و تركيبهايى كه در هند درست به كار نمىرفته است . در كتاب چراغ هدايت اين هردو دسته از واژه‌ها به ترتيب الفبايى منظم شد . اين كتاب در حاشيهء غياث اللغات بسال 1874 ميلادى در هند چاپ شد . از اثرهاى ديگر سراج الدين على خان كتاب تنبيه الغافلين در نقد او بر سخن حزين لاهيجى ، و شرحى بر اسكندر - نامهء نظاميست كه يك بار در حاشيهء اسكندرنامهء نظامى چاپ بمبئى ( 1277 ه ) بطبع رسيد .

15 ) چهار عنصر دانش

فرهنگ مشروحيست از واژه‌هاى فارسى و عربى تأليف امان اللّه حسينى متخلص به « امانى » و مخاطب به « خانه‌زاد خان فيروز جنگ » پسر مهابتخان زمانه بيگ مخاطب به « خان خانان سپهسالار » پسر مير محمد غيور كابلى . وى چنان كه گفته خواهد شد ، از رجال معروف دوران نور الدين جهانگير ( 1014 - 1037 ه ) و شهاب الدين شاه جهان ( 1037 - 1068 ه ) بود و شغلهاى بزرگ از قبيل حكومت كابل بر عهده داشت و در دوران شاهجهان لقب « خان زمان » بر عنوانهايش افزوده شد . مرگش بسال 1046 اتفاق افتاد . از وى ديوان شعر و مجموعه‌يى بنام گنج باد آورد و يك كتاب در تاريخ و كتابى بنام « امّ العلاج » در پزشكى باقى ماند « 1 » . از اوست :
بر دور جام ما بنويسند نام ما * تا نام ما بدَور بماند ز جام ما دوران اگر بكام نگرديد گومگرد * اين بس كه دَور جام بگردد بكام ما
امانى چهار عنصر دانش را بنام جهانگير و بفرمان او نوشت و در آن بيشتر واژه‌هاى
هامش
( 1 ) - دربارهء پدرش مهابتخان و خود او بنگريد به مآثر الامراى مير عبد الرزاق صمصام - الدوله شاهنواز خان خوافى و به بهارستان سخن هم ازو ، چاپ مدراس 1958 ميلادى ، ص 485 - 487 ؛ و به تذكرهء نتايج الافكار مولانا محمد قدرت اللّه گوپاموى هندى ، ص 46 - 47 ؛ و بفهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 509 - 510 .