قدرت آنان پس از يك قرن و اندى در خليج فارس پايان گرفت .
گذشته ازين كاميابيها شاه عباس در ايجاد يا حفظ و گسترش رابطهء سياسى و اقتصادى با كشورهاى خارج موفقيتهاى بسيار داشت و او بىترديد يكى از بزرگترين پادشاهان ايران و همرديف شهر ياران سازمان دهندهيى از قبيل داريوش و انوشيروان است . كاميابى او در تأسيس يك ارتش منظم قوى ، ايجاد امنيت داخلى ، كوتاه كردن دست بيگانگان از ايران ، آبادانى و بناى كاخها و عمارتها و مسجدها ، احداث راهها و كاروانسراها براى ترويج بازرگانى ، بسط عدل و داد و كسب اطلاع از حال و كار مردم ، سختگيرى در اجراى فرمانها ، تشويق عالمان دين ، ترويج هنر و هنرمندان ، گستردن رابطههاى خارجى و مانند اينها كمتر در تاريخ دوران اسلامى ما نظير دارد .
با همهء اين ويژگيهاى افتخارآميز ، دامان شهرتش ببرخى از زشتيها آلوده است .
از آن جمله خونريزيهاى بىدريغ و مجازاتهاى بسيار خشونتآميز او و كشتن و كور كردن پسران سهگانهء خود و همانند اين كارهاست كه در فصل ديگر ذكر خواهد شد و بهرحال با همه توفيقهايى كه او در كار ملك داشت با مرگ او دولت صفوى بسرعت راه انحطاط پيمود و محققان و ناقدان تاريخ بعضى از مقدمات اين انحطاط را در دوران سلطنت اين پادشاه قوىپنجه جستوجو مىكنند .
از ميان جانشينان شاه عباس بزرگ ، يعنى شاه صفى ( 1038 - 1052 ه ) و شاه عباس دوم ( 1052 - 1077 ه ) و شاه سليمان ( 1077 - 1106 ه ) و شاه سلطان حسين ( 1106 - 1135 ه ) ، تنها شاه عباس دوم تا حدى شايستهء آن بود كه نام نياى خود و تخت او را تصاحب كند و آن سهء ديگر با زيادهروى در كشتار و تبهكاريهاى گونهگون ، نينديشيدن در كار ملك و راى زدن با زنان حرم و با خواجه سرايان ، كيفر ندادن بدكاران و بدانديشان و بيدادپيشگان ، و يا مبالغه در درويش مآبى و ملا - پيشگى و بازگذاشتن دست ملايان و ملاباشيان دربست و گشاد كارها و در ترويج تعصب و خامانديشى و همانند اين كجرويها مايهء تباهى كار و سستى پايههاى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢٣