تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
در سال 1006 در هرات بر ازبكان پيروز گشت و چون عبد اللّه خان در همين اوان بدرود حيات گفت و پسرش عبد المؤمن نيز شش ماه بعد از پدر بدست اميران خود كشته شد ، بلاى ازبكان تا پايان عمر شاه عباس كبير از ايران مرتفع گرديد و او بعد ازين واقعه دسته‌يى از كردان را براى حفظ ايران از حمله‌هاى ازبكان در مرزهاى خراسان مستقر ساخت ( 1007 ه ) و وضعى بوجود آورد كه تا چندين سال آرامش آن استان محفوظ ماند . در بازگشت از سفر خراسان بقزوين ، شاه عباس دو برادر انگليسى را بنام سر رابرت شرلى « 1 » و سر آنتونى شرلى « 2 » كه با جمعى از هموطنان خود بقزوين آمده بودند ، پذيرفت . به يارى همين برادران و كارشناسان ملازم آنان بود كه پادشاه ايران وضع ارتش را سروسامان داد و در اندك مدتى پانصد توپ برنجى و مقدار كثيرى تفنگ با شصت‌هزار تفنگدار فراهم آورد و بجاى قزلباشان پيشين ارتش تازه‌يى مركب از يكصد و بيست‌هزار سوار و بيست‌هزار پياده ترتيب داد و نخبه‌يى از قزلباشان را نيز نگاه داشت و آنگاه در جنگهايى كه از سال 1011 تا 1034 چندبار درگرفت بر سپاهيان عثمانى شكستهاى سخت وارد كرد و همهء متصرفات آنان را در ايران و عراق عرب بازپس گرفت . شاهنشاه صفوى همراه اين كاميابيها از كار خليج فارس هم كه تسلط دولتهاى غربى در آن ريشه دوانيده بود ، غافل ننشست چنان كه سردار معروف او اللّه ورديخان حاكم فارس در سال 1009 ه بعد از مطيع كردن خانان لار بحرين را از چنگ پرتغاليان بيرون آورد و در 1023 ه امامقلى خان فرزند و جانشين اللّه وردى بفتح بندر جرون كه در جوار بندر عباس امروزيست موفق شد و سپس با همكارى عاملان شركت هند شرقى انگلستان و استفاده از كشتيهاى آن شركت قشم و هرموز را در سال 1031 تسخير نمود و عاقبت پرتغاليان در سال 1034 ه با شاه عباس از در صلح درآمدند و
هامش
( 1 ) -Sir Robert Sherley( 2 ) -Sir Anthony Sherley
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 22 | ذبيح الله صفا