كار جسارت سرداران بجايى كشيده بود كه دست اهانت بخاندان شاهى دراز كردند ، بحرمسراى سلطنتى ريختند و مهد عليا خير النساء بيگم همسر خدابنده پادشاه و مادر حمزه ميرزا و عباس ميرزا را در سال 987 ه بوضعى فجيع آشكارا بقتل رسانيدند .
آشفتگيهاى كشور در وضع خراسان نيز اثر كرد . سرخ كلاهانى از دو طايفهء شاملو و استاجلو كه با عباس ميرزا در آن سامان مىزيستند از فرمانبردارى پادشاه سر باز زدند و بر آن شدند كه عباس ميرزا را بپادشاهى نشانند . سلطان محمد ناگزير حمزه ميرزا را براى فرو نشاندن شورش بخراسان فرستاد . نبرد ميان دو برادر بدرازا كشيد و سرانجام هردو از در آشتى درآمدند و قرار بر آن نهادند كه پدر را در سلطنت نگاه دارند و حكومت هرات و خراسان سهم عباس و فرمانروايى عراق نصيب حمزه باشد .
بعد ازين پيمان آشتى ، حمزه ميرزا بجانب تبريز شتافت و عثمان پاشا سردار عثمانى را از آن شهر بيرون راند ( 993 ه ) ولى خود بسال 994 ه بخيانت گروهى از قزلباشان كشته شد .
چون اين خبر بخراسان رسيد سران قزلباش با عباس ميرزا كه درين زمان هجده ساله بود ، از مشهد بسوى قزوين حركت كردند و در ذى الحجهء سال 996 ه بدان شهر رسيدند و عباس ميرزا را بسلطنت برداشتند و سلطان محمد كه آن وقت در شيراز بسر مىبرد به قصد سركوب مخالفان بجانب قزوين حركت كرد ليكن چون در ميان راه طرفدارانش پراگنده شدند ناگزير بپادشاهى پسر رضا داد و بدينگونه دورهيى جديد از شاهنشاهى صفويان آغاز شد .
شاه عباس ( 996 - 1038 ه ) نجات دهندهء شاهنشاهى صفوى از زوال و رسانندهء آن بعظمت و كمال است . اين نابغهء نوسال هنگامى بقدرت رسيد كه دولت صفوى نه در درون كشور ارجى داشت و نه در بيرون از آن بهايى . سركشان داخلى از هر سوى كر و فر داشتند ، بخشهايى پهناور از باختر كشور صفوى در چنگ عثمانيان
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢٠