و لهجههاى ايرانى در چهار مجلد ( از سال 1331 تا 1335 خورشيدى و چندبار پس از آن تاريخ ) در تهران بطبع رسيد چنان كه بايد آن را تأليف پر ارج تازهيى در لغت فارسى شمرد كه بمراتب بر آنچه برهان بن خلف فراهم آورده بود برترى دارد . آمرزش خداى بر او باد .
10 ) كشف اللغات و الاصطلاحات
از جملهء كتابهاى نادر لغت درين دوره است كه اختصاص بشرح واژهها و اصطلاحهايى دارد كه در دستهء معينى از اثرهاى ادبى يعنى در كتابهاى اهل تصوّف و عرفان به كار رفته و طبعا لغتهايى از اصل فارسى و عربى باهم در آن گردآمده است . گردآورندهء اين لغتنامه عبد الرّحيم فرزند احمد سوربهارى از ناحيهء بهار هندوستانست . وى كه خود از مشايخ تصوف بود ، در مقدمهء كتاب حكايت مىكند كه بسيارى از هم طريقتان از وى دربارهء معنى واژهها و اصطلاحهايى كه ميان آنان متداول بود پرسشهايى مىكردند و او بتدريج پاسخهاى خود را بدان پرسشها مىنوشت . در همان حال هم پسر او شيخ شهاب كه ديوان قاسم انوار را مىخواند از كثرت واژههاى عربى آن به زحمت افتاده بود و او در جستوجوى معناى آنها به چند كتاب لغت فارسى و عربى مراجعه كرد و معنى دلخواه را در آنها نيافت . پس همّت بتأليف كتاب كشف اللغات و الاصطلاحات گماشت و با مراجعه به چند كتاب لغت و بعضى از كتابهاى اهل تصوف كتاب خود را بسال 1060 ه تأليف كرد . حاجى خليفه « 1 » صاحب اين كتاب را شيخ عبد الرحيم بن شيخ احمد مشهور به سوربهارى معرفى كرده است .
11 ) لطائف اللغات
فرهنگيست از واژههاى مثنوى كه عبد اللطيف پسر عبد اللّه عبّاسى از اديبان اواخر قرن يازدهم هجرى ترتيب داد و او همانست كه بعد از ويراستارى چند سالهء مثنوى نسخهيى از آن بنام « نسخهء ناسخه » فراهم آورد و مقدمهيى باسم « مرآة المثنوى » بر آن افزود و شرحى از مثنوى موسوم به ( لطائف -
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ستون 1494 ؛ و نيز بنگريد بفهرست بلوشه ج 2 ص 202 و فهرست ريو ، ص 495 .