تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
سرورى بدان قصد انجام داد كه نسخه بردارى از فرهنگ خود را آسانتر كند . وى در مقدمهء اين نسخهء كوتاه شده گفته است : « بندهء مذنب جانى سرورى كاشانى چون از تأليف مجمع الفرس باز پرداخت ديد كه بعضى از ياران بواسطهء اينكه ايجاز در كلام مطلوبست يا به جهت آنكه در اجرت كاتب تخفيفى شود ، در نوشتن آن ابيات استشهاد و اعراب كه صحت لغت بدان منوط و مربوطست ، حذف مىكنند و چهرهء شاهد اين نسخه را از حلى ربط عاطل مىسازند . بنابر تمهيد اين مقدمات بخاطر اين ضعيف رسيد كه با تصحيح حروف . . . خلاصه‌يى بنويسم و مجملى مرقوم گردانم از آن نسخه كه مؤلف است از شانزده كتاب . . . تا جمعى كه معانى آن لغات را مفصل و لغات را مستشهد خواهند بمجمع الفرس رجوع فرمايند و بعضى كه مجمل و محذوف الاستشهاد خواهند به اين خلاصه توجه كنند و زبان قلم را از انتخاب و قلم زبان را از اعتراض قاصر و كوتاه سازند و اين نسخه را به خلاصة - المجمع موسوم ساختم . . . » « 1 » . نام سرورى را در شمار شاعران عهد او نيز مىبينيم . سخنانى كه ازو نقل شده چندان نيست ولى استوارست ، و از آنهاست « 2 » :
بصحراى غمت منزل گرفتم * چو صحرا كوه غم در دل گرفتم دم رفتن بدستى دامن جان * بدستى دامن قاتل گرفتم
*
رويش چو به زير زلف ديدم * گفتم صبحى نهفته در شام يا صيادان چشم مستش * خورشيد فگنده‌اند در دام
هامش
( 1 ) - نقل از فهرست مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 2 ، ص 222 - 223 . نسخه‌يى كه ضياء - الدين حدائق ( ابن يوسف ) شيرازى ديده بود در كتابخانهء حاجى محتشم السلطنه اسفند - يارى ( رئيس پيشين مجلس شوراى ملى ايران كه اينك چندساليست درگذشته ) محفوظ و بسال 1018 ه كتابت شده بود ، يعنى در حيات سرورى و سالها پيش از سفرش بهند . ( 2 ) - نقل از تذكرهء نصرآبادى ، ص 291 .