تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
*
بىدست طلب بدامن پير زدن * كس را نشود مقام عرفان مسكن چون رشته كه نگشود رهش تا ننهاد * سر در قدم راست روى چون سوزن
*
دلا بصدق امانت گزين كه تا يا بى * امان ز حيلهء آن گوژپشت بىسروبن چو خامه باش كه نگرفته مىكند هردم * كنار صفحه پر از گوهر خوشاب سخن نه چون دوات كه بسيار گيرد و كم‌كم * همىدهد اگرش نى كنند در ناخن

9 ) برهان قاطع

لغت‌نامهء بسيار مشهوريست از محمد حسين بن خلف تبريزى متخلص به « برهان » كه از مؤلفان و شاعران سدهء يازدهم هجرى ساكن هندوستان بود و كتاب خود را بنام سلطان عبد اللّه ( 1035 - 1083 ه ) از قطب شاهيان گلكنده درآورد . اين سلسله از جملهء چند سلسلهء پادشاهان هندوستانست كه پس از تجزيهء ممالك تغلقيه در آن سامان پيدا شده و بيشتر آنان ناشران ادب فارسى بوده‌اند . برهان كتاب برهان قاطع را با استفاده از فرهنگ جهانگيرى ، فرهنگ سرورى ، سرمهء سليمانى و صحاح الادويهء حسين انصارى با حذف شواهد و مكررات و افزايش پاره‌يى واژه‌ها و استعاره‌ها و تركيبهاى لغوى فراهم آورد و كار اصلى او در تأليف همين تهذيب و تنظيم و فراهم آوردن همهء واژه‌هاى آن كتابهاى اصلى در يك كتابست و او حتى مقدمهء كتاب خود را كه در بيان بعضى از قاعده‌هاى دستور فارسى است از كتاب فرهنگ جهانگيرى « بوجه تلخيص » اقتباس نموده است . با اين حال تأليف او در شهرت از همهء كتابهاى مأخذش در گذشته و بعد از تأليف از جملهء مرجعهاى اساسى در لغت فارسى شده است . پيداست كه در برهان قاطع واژه‌هاى فارسى و تركى يا عربى كه فارسى - زبانان به كار برده‌اند يك جا فراهم آمده و در كنار هم قرار گرفته‌اند و برهان مانند جمال - الدين حسين اينجو آنها را از يكديگر جدا نكرد و يا مانند سرورى بگرد آوردن واژه‌هاى فارسى اكتفا ننمود و با توجه بكيفيت تأليف بعضى از فرهنگها كه ياد