تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
حكومت بعهد پادشاهى با اين همه خصلتهاى مذموم بر باد مىرفت « 1 » . از اواخر پادشاهى شاه تهماسب آثار ضعف در حكومت آشكار شد وهينهء نظام شاه اسمعيلى از ميانه برخاست . اميران و خانان طايفه‌هاى سرخ كلاه بويژه در جانب‌دارى از شاهزادگان با يكديگر باظهار مخالفت پرداختند و زنان حرمسرا نيز در اين دو گانگيها وارد شدند . كار اختلاف بدانجا كشيد كه بمحض فوت شاه تهماسب در شب سه‌شنبه پانزدهم ماه صفر سال 984 ه دو دسته از قزلباشان بجان يكديگر افتادند . حيدر ميرزا پسر محبوب شاه تهماسب كه بوصايت پدر مىبايست جانشين او شود ، و هنگام مرگ شاه تهماسب در حرمسرا بر بالين پدر بود ، در گيرودار مبارزات دسته‌هاى مخالف ، بىآنكه فرصت بيرون رفتن از حرمخانه و نجات جان خود داشته باشد ، در برابر چشم مادر شربت مرگ نوشيد و اسمعيل ميرزا كه تا آن هنگام نزديك بيست سال در دژ معروف قهقهه زندانى بود ، براى سلطنت دعوت شد و بنام شاه اسمعيل ثانى و با عنوان « پادشاه عالم پناه » در قزوين براريكهء سلطنت تكيه داد « 2 » . از اين تاريخ يعنى از سال 984 تا سال 995 ه شاهنشاهى صفوى دستخوش اغتشاشها و انقلابها و قتلها و غارتهاى پياپى بود و فجايعى كه در اين مدت رخ داد در تاريخ ايران كمتر نظير دارد .
هامش
( 1 ) - دربارهء آنچه گذشت بنگريد به : احسن التواريخ روملو ، تهران 1342 افست شده از روى چاپ كلكته ، 1931 ميلادى ص 488 - 489 ؛ تذكرهء شاه تهماسب ، چاپ برلين صفحه‌هاى مختلف ؛ جهان آراى غفارى نسخهء موجود در موزهء بريتانيا ؛ يادداشتهاى بعضى از مسافران و سفيران كه در عهد شاه تهماسب بايران آمدند مانند وين چنتود الساندرى( Vincento d'Alessandri )كه در سال 1571 ميلادى بايران آمد و به يارى حيدر ميرزا پسر شاه تهماسب به خدمت پادشاه رسيد ؛ و آنتونى جنكين‌سنAntonny Jenkinsonانگليسى و جز آنان ؛ و نيز بنگريد به : تاريخ سياسى و اجتماعى ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاه عباس ، تهران 1354 ص 181 ببعد . ( 2 ) - احسن التواريخ از ص 465 ببعد ؛ عالم آراى عباسى از ص 193 ببعد .