تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
بجز اين رويدادها از آنچه در عهد شاه تهماسب شايستهء باز گفتن است هجوم خشونت باريست كه سه بار بگرجستان كرد و قزلباشان درين هجومها كه از سال 947 تا 958 بدرازا كشيد ، از كشتن و بستن و اسير كردن مرد و زن و كودك و غارت و ويرانكارى وحشيانه هيچ باقى نگذاشتند « 1 » . باقى حوادث دوران او از قبيل حادثه‌هاى عادى ايران يعنى طغيان حاكمى و هجوم مخالفى و در گرفتن جنگهاى محلى و كشتارهاى معتاد زمان بود كه در كتابهاى تاريخ مندرجست . از مجموع آنچه در شرح سيرت شاه تهماسب نوشته‌اند چنين برمىآيد كه فاقد بسيارى از خصلتهاى عالى پدرش بود : از جنگ بيم داشت و تا مىتوانست بقول خود خويشتن و مسلمانان را در مهلكه نمىافگند و در عوض توسل بحيله را در برابر دشمن زورمند مباح مىشمرد . مثلا در برابر پيشرفتهاى سلطان سليمان قانونى در كشور خويش آباديهاى سر راه او و سپاهيانش را از خواربار و علوفه تهى مىكرد و يا مىسوزانيد و با تذكار نيرومندى سپاه عثمانى چنين مىگفت : « علاج ما اينست كه از هر جانب راه آذوقهء ايشان را مسدود سازيم . جنگ با ايشان همينست و سواى اين ديوانگى و بىصرفگى است » و مىنوشت كه « در حرب خواه بگريز و خواه بفريب ، نوعى مىبايد كرد كه فرصت بدشمن نداد » « 2 » . البته نبايد انكار كرد كه اين نظرهاى او نشان از تدبير او و نوعى از حيله‌گرى مىداد كه اثرهاى آن را در سياست داخلى وى نيز مىبينيم . وى مردى بود لئيم و بسا از بامداد تا شام را برسيدگى دفترها مىگذراند تا طلبها را تا آخر دريافت و ذخيره كند . خست او باعث شد كه مستمرى سپاهيان را در چهارده سال آخر از پادشاهى خود نپردازد ؛ از بيست سالگى ببعد كه توبه كرده بود
هامش
( 1 ) - بنگريد به : احسن التواريخ روملو حوادث سالهاى مذكور در متن و مأخذهايى ديگر خاصه عالم آراى عباسى . ( 2 ) - دربارهء گفتارهاى شاه تهماسب كه در متن آمده بنگريد به « تذكرهء شاه تهماسب » چاپ برلين ، ص 28 ، 29 ، 51 ، 53