تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
حالتى شبيه بوسواس داشت ، چنان كه بسيارى از روزها از بام تا شام در گرمابه بشست و شوى و گرفتن ناخن مىگذراند ؛ بيشتر چيزها را پليد مىدانست و بدانها دست نمىيازيد ؛ بزنان و آميزش با آنان بويهء بسيار داشت و با همهء رفتى مال فراوان در پاى آنان مىريخت ؛ در جوانى نوشتن و نقاشى را دوست ميداشت و بعد از آن خرسوارى پيشه كرد و ازينروى در عهد او خرهاى مصرى بازين و برگ زرين در آمدوشد بودند و شاعرى طنزگوى معروف به « بوق العشق » درين‌باره گفت :
بىتكلف خوش ترقى كرده‌اند * كاتب و نقاش و قزوينى و خر
در اواخر حيات سالها از « دولتخانه » بيرون نيامد و بفرياد دادخواهان نرسيد . به همين سبب گماشتگانش بدادخواهان كه خويشتن را بديوارهاى دولتخانه مى - آويخته و از بسيارى خشم و اندوه پيراهن بر تن مىدريده‌اند ، دشنام مىگفتند و آنان را به سنگ و بتازيانه مىآزرده و بسيارى را مىكشته‌اند . او مىگفت كه در كشور قاضيان را گماشته است تا بداد مردم برسند و ديگر حاجتى بداورى او نيست . غافل از اينكه آن قاضيان از گناهكاران رشوت مىستاندند و بىگناهان را مىآزردند و چون از بى - عنايتى پادشاه به حال آنان خبر داشتند از بيدادگرى پروا نمىكردند . « پادشاه دين‌پناه » شاعران را ببهانهء آنكه مبالغه‌گر و دروغپردازند به خود راه نمىداد ، اما حقيقت حال آن بود كه نمىخواست سيم و زرى كه انباشته بود صرف آنان شود و در همان حال چنان بارباب دانشهاى عقلى بىاعتنا بود كه بسيارى از دانشمندان ايران در عهد وى از كشور بيرون رفتند اما جانب عالمان شرعى شيعه را بسيار مىگرفت و از آن جمله دستور داده بود كه فرمان محقق كركى را كه مجتهدى عرب‌نژاد بود در سراسر كشور بپذيرند . به هيچ جاى كشور از بيم پرداخت مستمرى داروغه نمىفرستاد و به همين سبب دزدى و ناامنى و جنگ و ستيز مردم با يكديگر در عهد او بسيار شايع بود . با اين همه كه گفتيم سرخ كلاهان او را كه مرشد كامل و مرادشان بود ، بسيار دوست مىداشتند و اگر چنين نمىبود يقينا حاصل رنجهاى شاه اسمعيل در تشكيل
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 16 | ذبيح الله صفا