تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
دليل كفر و تباهى اعتقاد او شمرد ، اگرچه اين امر مايهء بدگمانى گروهى از فقيهان بزرگ به او و بكتابهاى او و بلكه فتوى دادن بكافريش شده است ؛ و از ميان اين فقيهان عالم يكى در وصف شرحى كه صدر الدين بر اصول كافى نوشته چنين گفت كه : شرحهاى كافى بسيار و همه در مرتبه‌يى بلند هستند ولى نخستين كسى كه آن را شرح كفرآميز كرده اين صدر است ! . . . و باز صاحب لؤلؤة « 1 » از او ضمن استادان دامادش مولى محسن فيض در حكمت و كلام ياد كرده و گفته است : اما مولى - صدر الدين مذكور صدر الدين محمد بن ابراهيم مشهور بملّا صدرا حكيم و فلسفى و صوفى بحت « 2 » بوده و هنگامى كه به سفر مىرفت در بصره بسال 1050 درگذشت ، و او را پسرى دانشمندست . . . بنام ميرزا ابراهيم كه مردى فاضل و عالم و متكلم بزرگوار شريف و جامع بيشتر دانشها خاصه دانشهاى عقلى و رياضى بود و يكى از ياران ما « 3 » بعد از ستايش او گفت كه او براستى مصداق يخرج الحّى من الميّت است « 4 » ، و او دانش را از چند تن و از آن جمله از پدرش آموخت ليكن بر مسلك او راه نپيمود و خلاف طريقهء پدر در تصوف و حكمت بود ، و در زمان دولت شاه عباس دوم بسال 1070 در شيراز درگذشت و از تأليفهاى او حاشيه‌يى بر شرح لمعه تا كتاب زكات ، و كتاب عروة الوثقى در تفسير است . » اينست لحن عالمان شرعى زمان ملا صدرا و بعد ازو درباره‌اش ، و به همين سبب است كه ازو ، با همهء جلالت قدر و رجحانى كه در تفكر بر بيشتر از آنان داشته ، در چند كتاب اين عهد كه در شرح عالمان نوشته شده ، بسيار باختصار ياد كرده‌اند و از
هامش
( 1 ) - مقصود لؤلؤة البحرين تأليف شيخ يوسف بن احمد البحرانى ( م 1186 ه ) است و اين مطلب در صفحهء 131 آن كتاب نقل شده . ( 2 ) - بحث بفتح اول و سكون دوم و سوم : ساده و خالص از هرچيز . ( 3 ) - مراد عالمى از عالمان دينست . ( 4 ) - مىخواهد بگويد كه پديد آمدن چنين پسرى ديندار از آن‌چنان پدر بىدين ملحد مصداق فراز آمدن زنده است از مرده ! و اين بدترين بدگوييست كه عالمان دين از صدارى بيچاره كرده‌اند !
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 320 | ذبيح الله صفا