بپيرى پيش گيرند اهل دنيا دامن خواهش * قَد اين خارها چون خم شود قلاب مىگردد
همچو داغ لاله بخت ما نقاب وصل ماست * گر در آغوش توييم از پيرهن در آتشيم
رنگش ز شوخ چشمىِ نظّاره بشكند * بر روى او بديدهء معنى نظر كنيد « 1 »
ميرزا محمد شروانى « 2 »
ميرزا محمد بن حسن شروانى داماد ملا محمد تقى مجلسى و از شاگردان آقا حسين خوانسارى بود . وى همراه اثر - هاى متعددش در موضوعهاى دينى چند كتاب در حكمت دارد مانند حاشيه بر شرح تجريد قوشچى ، حاشيه بر حاشيهء قديم دوانى و حاشيه بر شرح حكمة العين و رسالهيى به فارسى در باب توحيد و نبوت و امامت ، رسالهيى در معنى بداء ، رساله در معنى اختيار ، رساله در كائنات جو ، رسالهيى در هندسه و كتاب انموذج العلوم و جز آنها . وى شعر فارسى مىسرود . ازوست :
ياد تو كنم دلم پر از خون گردد * وين ديدهء اشك خيز جيحون گردد
هرچند ز ديده اشك حسرت بارم * در سينهام آتشِ غم افزون گردد
تجلّى « 3 »
ميرزا على رضاى اردكانى متخلص به « تجلى » از شاگردان مشهور محقق خوانسارى است . وى از كدخدازادگان اردكان فارس بود كه در آغاز جوانى باصفهان رفت و در آنجا بكسب دانش پرداخت و پس از مدّتى تعلّم در خدمت محقّق مذكور سفرى بهند كرد و از جانب بزرگان آن ديار مهربانيها ديد ليكن در آنجا دير نماند و باصفهان بازگشت و بسبب مقام علمى كه داشت در آن شهر شهرت بسيار يافت و بمرتبهء مدرّسى مدرسهء والده رسيد و شاه عباس دوم بسال 1072 محلى را در اردكان برسم سيورغال به دو واگذاشت و او در همان حال كه حوزهء درسى خود را اداره مىكرد بتأليف و تصنيف و سرودن
هامش
( 1 ) - تذكرهء نصرآبادى ص 174 ؛ فهرست كتابخانهء دانشگاه تهران ، ج 3 ص 133 .
( 2 ) - دربارهء او بنگريد به : روضات الجنات ، ج 7 ص 93 ببعد ؛ تذكرهء نصرآبادى ص 157 .
( 3 ) - رجوع شود به : بهارستان سخن ، مير عبد الرزاق خوافى ، ص 575 - 578 ؛ تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ص 168 - 170 ؛ آتشكدهء آذر ، بمبئى ، ص 265 ؛ روضات الجنات ، ج 2 ، ص 353 ؛ سرو آزاد ، مير غلامعلى آزاد ، ص 115 - 116 .