تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
ميان مشّائيان و اشراقيان . مير در آغاز اين پاسخنامه گويد : « معتقد اين ضعيف آنست كه نشايد ذاتى مقول بتشكيك باشد » « 1 » . همچنانكه نوشته‌ام مير ابو القاسم شعر فارسى مىسرود و قصيده‌يى حكيمانه از او كه بسيار لحن اشراقى و عرفانى دارد ، مشهورست . آن قصيده را آقا محمد صالح خلخالى شرح كرده است « 2 » . قصيدهء ياد شدهء مير باستقبال از قصيدهء استادانه و حكيمانهء ابو معين ناصر بن خسرو قباديانى سروده شد كه بدين مطلع است :
چيست اين گنبد كه گويى پرگهر درياستى * يا هزاران شمع در پنگانى از ميناستى
و منتخبى از قصيدهء مير چنين « 3 » :
چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد هرچه بر بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بررود بالا ، همان با اصل خود يكتاستى « 4 » اين سخن را درنيابد هيچ فهم ظاهرى * گر ابو نصرستى و گر بو على سيناستى جان اگرنه عارضستى زير اين چرخ كهن * اين بدنها نيز دايم زنده و برپاستى هرچه عارض باشد او را جوهرى بايد نخست * عقل بر اين دعوى ما شاهدى گوياستى
هامش
( 1 ) - فهرست كتابخانهء دانشگاه تهران ، ج 3 ص 191 . ( 2 ) - طرائق الحقائق ج 3 ص 236 . ( 3 ) - در اين قصيده استعمال ياء در پايان بيتها گاه درست و گاه بيرون از قاعدهء دستور زبان فارسى است . مثلا در بيت نخستين از قصيده مير فندرسكى دستور فصحاى پارسى گوى را در اين راه به كار نبست و ليكن در بيت دوم دانسته يا نادانسته قاعده را رعايت نمود . استعمال اين ياء ، بجز معنى استمرار و مداومت عمل ، تنها در جمله‌هاى شرطى و رجايى و تشبيهى و جواب شرط مجاز است ، و چون در اينجا مجال توضيح بيشتر ندارم خواننده را دست‌كم به همين قصيدهء استاد ناصر بن خسرو قباديانى كه در متن ذكر كرده‌ام ، مراجعه مىدهم تا بداند كه استادان پارسىگوى پيشين در رعايت دستورهاى زبانى چگونه عمل مىكرده‌اند . آن قصيده بتمامى در نسخه‌هاى چاپى ديوان ناصر خسرو و در مجمع الفصحاء هدايت ، چاپ قديم ، ج 1 ص 629 - 630 درج شده است . ( 4 ) - مير در اين بيت همان انديشه را گنجانده است كه در رسالهء « مقولة الحركة » آورد .