تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

مير فندرسكى « 1 »

از همدورگان مشهور مير داماد ، امير ابو القاسم فرزند ميرزا بيگ پسر امير صدر الدين موسوى فندرسكى معروف به « مير فندرسكى » است كه پيرامون سال 970 ه ولادت يافته و در سال 1050 بهشتاد سالگى در اصفهان بدرود حيات گفته و در تخت پولاد به خاك سپرده شده است . وى با شاه عباس نخستين و جانشينش شاه صفى همزمان و از بزرگداشت آن دو برخوردار بود . تذكره‌نويسان او را در عصر و زمان خود بلكه در همهء عهدها و زمانها بىمانند شمرده و در اين راه البته طريق مبالغه پيموده‌اند ولى بهرحال او جامع معقول و منقول و مردى دانا و وارسته و صوفىمنش و از مصاحبت صاحب جاهان و مقامداران برحذر بود . پشمينه مىپوشيد و با مردم تنك مايه مىجوشيد . گويند روزى شاه عباس بتعريض در اثناى سخن با مير گفت « شنيده‌ام بعضى از طلبهء علوم در سلك اوباش حاضر و بمزخرفات ايشان ناظر مىشوند » و مير كه مقصود را دريافته بود گفت : « من هر روزه در كنار معركه‌ها حاضرم و كسى را از طلّاب در آنجا نمىبينم ! » « 2 » . وى مدتى را بطريق سير آفاق و انفس در سرزمين هند گذراند و دوبار بمعرفى آصف خان
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ص 153 - 154 . * طرائق الحقايق ، ج 3 ص 70 . * رياض العارفين هدايت ، تهران 1316 ص 276 - 278 . * ريحانة الادب ، ج 3 ص 231 - 232 . * آتشكدهء آذر ، بتصحيح آقاى دكتر سادات ناصرى ، تهران ص 792 - 797 . * روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات ، ج 2 ص 68 و 354 و در حاشيهء ص 354 - 355 داستانى از ملا محمد نراقى دربارهء مير فندرسكى نقل شده و بىگمان از كرامتهاى ساختگى دربارهء اوست . آگهى خوانسارى دربارهء فندرسكى هم سخت ناچيزست . * فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ريو ، ج 2 ، لندن 1881 ص 815 . * ترجمهء تاريخ ادبيات ايران ، ادوارد برون ، ج 4 ، تهران 1316 ص 261 و 286 . ( 2 ) - رياض العارفين ، ص 276 .