بايزيد ثانى ( م 918 ه ) نوشت و ديگر شرح عبيد اللّه بن فضل اللّه خبيصى « 1 » .
از جملهء كتابهاى منطق كه در شمار « مقدمات » دانشهاى قديم آموخته مىشده كتاب « كبرى » است به فارسى از مير سيّد شريف گرگانى ( م 816 ه ) كه عصام الدّين اسفراينى شرحى فارسى بر آن نوشته است . كتاب كبرى بعلّت آنكه از كتابهاى درسى است چندينبار چاپ شده است .
كتابهاى ديگرى هم بوسيلهء فاضلان ايرانى اين عهد در منطق نوشته شده است مانند آداب مناظرهء فخر الدين محمد بن حسين حسينى استرآبادى از عالمان سدهء دهم شاگرد غياث الدين منصور دشتكى شيرازى ( م 948 ه ) و « تعليق در مبادى قياسات » به فارسى از قوام الدّين رازى از دانشمندان سدهء يازدهم هجرى و نظاير اينها كه آثار اساسى مهمّى در اين علم نيستند .
حكمت ، حكيمان و حكمتشناسان
كليّات
دنبال سخنانى كه پيش ازين دربارهء وضع عمومى دانشها و از آن جمله حكمت گفته شد ، بيان چند نكته ديگر در اينجا بايسته است : 1 ) نخست آنكه در اين عهد دو مركز اصلى براى آموختن حكمت و طبعا پديد آوردن اثرهايى در اين زمينه داريم : شيراز و اصفهان ، و همين دو مركز اصلى هستند كه در دوران بعد به مركزهاى جديدى مانند مشهد و تهران مايه دادهاند .
شيراز در پايان قرن نهم و آغاز سدهء دهم در پرتو وجود ملّا جلال دوانى ( م 908 ه ) و حوزهء مهم تدريس او و بسبب تربيت شاگردان مشهورى كه زيردست خود داشت ، و نيز بر اثر كوششهاى امير صدر الدّين محمّد بن ابراهيم دشتكى شيرازى ( كشته در سال 903 ه ) در نشر علوم و تربيت طالبان علم حكمت و كلام ، و همچنين باوجود عالمان و اديبان ديگر اهميّت و ارزشى را كه از اوان حملهء مغول كسب
هامش
( 1 ) - دربارهء همهء اين شرحها و حاشيهها بنگريد بكشف الظنون ، ستون 516 - 517 .