تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
كه اسمهاى آنها تغيير مىيابد مثلا بخشهاى فاتحه « حديقه » نام دارد و بخشهاى روضهء اول « مقاله » و بخشهاى روضهء دوم « مقصد » . . . رستمدارى در نوشتن اين كتاب از يك سوى متأثر است از سنّت علمى كه از عالمان پيشين و تأليفهاى آنان بخاطر سپرده است ، و از سويى ديگر بوضعى خاص و بمقتضاى زمان تحت تأثير عقايد عالمان شيعى و شايد تحصيلات مذهبى و اعتقادهاى شخصى قرار دارد و به همين سبب مقولات تازه‌يى در قلمرو « دانش » مىآورد مثل اين دعوى كه نخستين امام شيعيان منشاء همه دانشهاست و شرحى طولانى در اثبات اين دعوى ؛ و وارد كردن تفسير خطبهء شقشقيه در كتابى كه خاص موضوعات علوم است ( فاتحهء رياض الابرار ) ؛ و يا بحث در حديث روايت شده از پيامبر اسلام در اينكه امت او بهفتاد و سه فرقه منقسم مىشوند كه يكى از آنها يعنى فرقهء دوازده امامى « فرقهء ناجيه » است و آنهاى ديگر گمراه ، و بحث در اثبات گمراهى آنها ؛ يا بحث در بعضى از نامهاى خداوند و خواص آنها ، و خواص سوره‌ها و آيتهاى قرآن و حرفهاى الفبا ؛ و يا بيان مقالات « جاماسب نامه كه متعلق بحالات حضرت رسالت پناه و شاه حقايق - آگاه و جناب صاحب الزمان است و كيفيت ظهور آن حضرت و دجّال بيكبار و خرابى جهان . . . » . اما از ميان دانشها ، رستمدارى تنها بذكر دانشهاى واقعى و شعبه‌هاى آنها اكتفا نكرده بلكه « علوم غريبه » يعنى انديشه‌هاى خرافى قديم را هم كه بعنوان « علم » در تمدن اسلامى باقىمانده و در كتاب‌هاى مربوط بموضوعات علوم گنجانده شده ، در اين كتاب آورده و در كنار دانشهايى مثل كائنات جوّ و كيميا قرار داده است چنان كه در روضهء نهم از خرافه‌هايى مانند جفر و تسخيرات و عزايم و طلسمات و نيرنجات و مغيبات و سيميا و ريميا بعنوان « علم » سخن گفته است . اين نكته را هم بايد بدانيم كه در اين كتاب بعضى از مبحث‌هاى علم كلام وارد شده مثل اثبات حقانيت شيعهء اماميه و اثبات واجب و اثبات صفات سلبيّه . . . - بيان همهء بخشها و فصلها و موضوعهاى گوناگون دانشها كه در اين كتاب شناسانده شده سخن ما را بدرازا مىكشاند و اگر خواننده بخواهد در اين باب بيشتر آگهى يابد