تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
صفوى گذشت بيشتر نيرو يافت و اين خود مولود دو طبيعت كاملا مباينى است كه ذات علم در نظر اين دو دسته از دانشوران دارد چنان كه حتى بهاء الدين عاملى كه طعم دانشهاى عقلى را چشيده و در بعضى از آنها تأليفهايى داشته است از تكرار همان مقولات عالمان شرع با فيلسوفان و پزشكان خوددارى نمىكرد و مىگفت « كلام ابن سينا نزد ما رواجى ندارد ! » « 1 » . حكيم بزرگ آن دوران ، صدراى شيرازى ( م 1050 ه ) ، با همه جلالت قدر مورد طعن و لعن عالمان شرع بود زيرا مىپنداشتند كه در بيشتر كتابهايش « كلمات غيرملائم با ظواهر شريعت » وجود دارد و به همين سبب گروهى از فقيهان بكفر او فتوى دادند تا آنجا كه يكى از آنان دربارهء شرح ملا صدرا بر اصول كافى گفته است كه بسيار شرحها بر كافى نوشته‌اند ولى نخستين كسى كه شرح كفرآميز بر آن نوشته صدر است ؛ و دربارهء پسر او ميرزا ابراهيم كه بر مسلك پدر نرفت گفته‌اند كه او مصداق « يخرج الحىّ من الميّت » است « 2 » . و ملا صدرا خود در مقدمهء بعضى از كتابها و از آن جمله در كتاب « الواردات القلبيّهء » خود از نامهربانيهاى معاصران از فقيه و مدرس و محدث و متقلّد كارهاى حكومتى ، همگى گله مىكند « 3 » . فيلسوف نام‌آور قاضى سعيد قمى ( م 1103 ه ) در ديباچهء رسالهء خود بنام « الانوار القدسيّة » از كسانى كه بدروغ جاى پيشوايان دين و راهبران مؤمنين را گرفته‌اند و با دانش و فرهنگ دشمنى مىكنند و ديگران را بىدين و كافر مىخوانند ببدى ياد مىكند و نفرين و لعنت نثارشان مىسازد . در اثرهاى فقيهان و محدثان معروف آن دوران بسا كه بمخالفتهاى آشكارشان
هامش
( 1 ) - موضوع بحث وجود زندگانى ( حيات ) و احساس يا عدم آنها در دندان بود و شيخ با استناد بحديثهايى كه از امامان نقل شده بود ، اعتقاد داشت كه دندان و مو و ناخن و شاخ « ممّا لا تحلّه الحيوة » است . پزشكى حاضر بود و گفت ابن سينا در قانون گفته است كه دندان را حس و حياتست ! شيخ در پاسخش آن گفت كه در متن آورده‌ام . مشروح داستان را در طرائق الحقائق ، ج 1 ، ص 139 بيابيد . ( 2 ) - روضات الجنّات ، ج 4 ص 121 - 122 . ( 3 ) - الواردات القلبيّه ، تهران 1302 ص 257 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 281 | ذبيح الله صفا