حوزهء حمايت الغ بيك تيمورى بدانها باز مىخوريم ، اثرى در اين عهد مشاهده نمى - كنيم ، و اگر تازگيهايى باشد در كتابهاى نقل شده از زبان هنديست كه بدست هندوان يا مسلمانان هند بپارسى درآمده است .
مطلب مهمى كه در تاريخ علوم عهد صفوى قابل تأمّل است سير قهقرايى دانش است در آن دوران . بدين معنى كه فعاليتهاى علمى ، با همهء نقصهايى كه در آن ديده و بازگفتهام ، مربوط بآغاز عهد صفوى ، يعنى سدهء دهم و چندسالى از سدهء يازدهمست و بعبارت ديگر آنچه از اثرهاى علمى در دورهء ياد شده مىبينيم يا باز - ماندهء عهد تيمورى و يا ميراث تربيتى عالمان عهد مذكور بدانش طلبا نيست كه سالهاى شبابشان مصادف با آغاز دوران صفوى بود ، و بعد از آنكه پيامدهاى قيام سرخكلاهان در محيط تفكّر آشكار گشت ، آثار انحطاط علمى هم در قلمرو حكومت صفوى محسوس گرديد منتهى اين سستى كار دانش را در ايران عهد صفوى ، روايى آن در سايهء تشويقهاى پادشاهان گوركانى هند و دل نمودگيهاى پادشاهان و بزرگان دولت عثمانى ، تا حدى جبران مىنمود ، ولى انحطاط عمومى علوم در كشورهاى اسلامى آن روزگار بدرجهيى رسيده بود كه اين گونه رواجهاى نسبى دانش اثرى در آن نمىيارست داشت .
در چنين حالتى ، شمارهء اثرهاى علمى هم به نسبت با دورهء طولانى كه دربارهء آن مطالعه مىكنيم مىبايست كم و ناچيز باشد . چنين هم بود ، و نه تنها اين نقصان را در چندى بلكه در چونى هم مىبينيم و اگر ميزان تأليفهايى را كه در آن روزگار در رشتههاى دانش شده بررسى كنيم به اين نتيجه مىرسيم كه شمارهء عالمان علوم عقلى و كتابهايشان در سدهء دهم و نيمى از سدهء يازدهم ، يعنى در نصف اول از دوران صفوى ، بسيار بيشتر از نيمهء ثانوى آنست زيرا چنان كه پيش ازين باجمال گفتهام در آن مدت آموزندگان دانشها كه در پايان سدهء نهم مىزيستند ، و يا شاگردان بلا - فصلشان ، زنده و سرگرم كار بودند ، و به همان نسبت كه شمارهء آنان نقصان مىيافت روايى كاردانش نيز كاستى مىگرفت و از آن بدتر در گيرودار قيام شاه اسمعيل صفوى و پيروزيهاى وى بازماندهء عالمان ايران كه بيشتر سنّى بودند بسرزمينهاى همسايه ، بويژه آناطولى و هند مىگريختند و در آنجايها بساط تعليم مىگستردند . به همين
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢٧٩