تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

2 - دانشهاى عقلى

انحطاط علوم

مطالعهء جستارهاى گذشته ما را بر آن مىدارد تا دوران صفوى را عهدى ناسازگار براى دانشهاى عقلى ، يعنى علم بمعنى مشهور آن ، بدانيم . چنين هم بود و در آن عهد بدنبال سده‌هاى پياپى كه از نيمه راه تمدن اسلامى ايران آغاز شده بود ، علم بقهقرا مىرفت و متفكران و عالمان رياضى و طبيعى و پزشكى پيشين در كتم عدم ناپديد و اثرهاى ارزندهء آنان ناياب و نامفهوم مىگرديد . پىجويى دانش انديشهء آزاد مىخواهد كه در محيطهاى آلوده بتعصب امكان آن بسيار اندك و ناچيزست . دورانى كه دربارهء آن سخن مىگويم عهد غلبهء دسته‌يى از اهل سواد بود كه بيشتر بدانشهاى شرعى اشتغال مىورزيده و در كار خود چنان كه ديده‌ايم ، كامياب بوده‌اند اما آن ديگران كه مىبايست از رازهاى طبيعت پرده بردارند چنان كمياب بودند كه حكم ناياب داشتند و براستى يا اصلا نبودند و يا اگر بودند يادگيران و به ياد سپاران خستويى بودند كه گفتار پيشينيان را چون پيام خداوند مىپنداشتند و تصرفى را در آن جايز نمىديدند و همگى همت را بر آن مىگماشتند تا « سطوح » و « متون » برگزيده‌يى از آثار گذشتگان را به ياد سپارند و با آموختن دوره‌يى از كليات عنوان « جامع علوم » را به خود بندند . اينان صفاى علم را در درك كليات و احكام مجردى مىديدند كه بر سر اثبات يا ردّ آنها بحثها و جدلها به راه اندازند بىآنكه از تنگناى حفظ بفراخناى عالم تجربه و استقراء درآيند . دانش‌اندوزان و حكمت‌آموزان فرمانبردارى بودند كه در برابر « فحول علما » ى پيشين سر انقياد فرود مىآوردند و از گفتارها و نوشته‌هاى آنان هرگز تخطى و تجاوز روا نمىداشتند . بر بنياد همين دانش‌اندوزى و حكمت آموزى در اين عهد كتابهايى فراهم آمده است كه بجز چندتاى معدود ، باقى بمنزلهء جمع‌آوردهء دانسته‌ها و نوشته‌هاى پيشينيان يا گزارش گفتارهاى آنان و يا ترجمه‌ها و كوتاه شدهء اثرهاى علمى گذشته بويژه در پزشكى و ستاره‌شناسى است و حتى از واپسين تازگيهاى دانش هم كه در