بهائى و ديگران حاشيههايى بر شرحها و حاشيههاى پيشين نوشتند « 1 » .
در همان حال كه شرحنويسى و حاشيهپردازى دربارهء علم كلام ميان عالمان دين رواج داشت ، برخى از آنان به نوشتن كتابهايى بپارسى و تازى در اين راه سر - گرم بودند كه البته از حيث مطلبها كموبيش همانند آن شرحها و حاشيهها و اصلهاى آنها بود و بعبارت ديگر « درسهاى از برشده » يى هستند كه بتحرير درآمدهاند و امتياز آنها بر يكديگر در كيفيت همين « تحرير » و « تقرير » است نه در اصل موضوع .
از مطلبهاى اساسى كه در اين گونه كتابها ديده مىشود اثبات پايههاى كيش دوازده امامى است كه آن هم دنباله و يا تكراريست از آنچه پيشينيان نوشتند ، چه پيش ازين عهد عالمان شيعى از دوران اشتهار خواجه نصير و حوزهء تعليمى او و شاگردانش به اين مبحث توجه خاص كردند . علامهء حلى كتاب معتبرى در اين مورد نوشت بنام « نهج الحق و كشف الصدق » كه فضل اللّه پسر روزبهان خنجى معروف به « خواجه ملا » « 2 » ردى بر آن دارد موسوم به « ابطال نهج الباطل و اهمال كشف العاطل » « 3 » . قاضى نور اللّه شوشترى صاحب كتاب مشهور مجالس المؤمنين مقتول بسال 1019 ه ردى بر اين رد نوشته است بنام « احقاق الحق و ازهاق الباطل » و به علت نوشتن همين كتاب و كتاب مجالس ، او را بامر جهانگير پادشاه هند چندان تازيانه زدند تا مرد . كتاب احقاق الحق بعد از قاضى نور الله ميان دوازده اماميان شهرت يافت و در عهد شاه سليمان صفوى ( 1077 - 1105 ه ) ترجمهيى در دو جلد از آن بدست نصير الدين حسين بن عبد الوهاب بهبهانى انجام گرفت و « ايضاح احقاق الحق » نام يافت « 4 » و ترجمهيى ديگر از آن بهمت ميرزا محمد نايينى ( م 1035 )
هامش
( 1 ) - بنگريد بكشف الظنون حاج خليفه ، ستونهاى 346 - 351 ؛ و بفهرست كتابخانهء دانشگاه تهران ، ج 3 ميانهء صحايف 229 - 249 .
( 2 ) - دربارهء او رجوع كنيد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 538 - 540 .
( 3 ) - ايضا ص 540 .
( 4 ) - نسخهيى ازين ترجمه در كتابخانهء دانشگاه تهران موجود است . فهرست كتابخانهء دانشگاه تهران ج 3 ص 541 - 542 ، و الذريعه ج 1 ص 290 .