از كتابهاى پيشينيان ، كتاب تجريد الكلام ( يا تجريد العقائد ) « 1 » خواجه نصير الدين طوسى ( م 672 ه ) بيش از همه در اين دوران محل توجه بود و اين خود روشنست كه ارزش پيشتازانهء آن دفتر در پىريزى عالمانهء كلام شيعه ، مايهء آن همه نگرشها بود . علامهء حلى ( م 726 ه ) و شمس الدين محمود اصفهانى ( م 746 ه ) و علاء الدين على بن محمد قوشچى ( م 879 ه ) ، در سدههاى هشتم و نهم شرحهاى اساسى بر آن كتاب نوشتند و اين شرحها در ميان طالبان علم چندان روايى داشت كه در سدهء دهم و پس از آن حاشيههاى بسيار بر آنها نگاشته آمد . ازين شرحها شرح شمس الدين محمود به « شرح قديم » و شرح علاء الدين قوشچى به « شرح جديد » شهرت يافته است . بر شرح اخير علامه جلال الدين دوانى ( م 908 ه ) حاشيهيى دارد كه به « حاشيهء قديم جلاليه » معروفست ، و مير صدر الدين محمد دشتكى شيرازى ( م 903 ه ) نيز حاشيهيى بنام سلطان با يزيد خان عثمانى بر آن نگاشت و در آن بر علامهء دوانى ايرادهايى وارد دانست و علامه در پاسخ حاشيهيى تازه بر تجريد نوشت كه به « حاشية جديد جلاليه » شهرت يافت ، و باز صدر الدين محمد حاشيهيى در رد بر اعتراضهاى ملا جلال پرداخت كه ملا را ناگزير بتحرير حاشيهيى ديگر براى جوابگويى بصدر الدين ابراهيم كرد و اين را حاشيهء اجدّ جلاليه مىنامند . مجموع حاشيههاى اين دو استاد « طبقات صدريه » و « طبقات جلاليه » نام يافته است و پس از مرگ آن دو غياث الدين منصور دشتكى ( م 948 ه ) پسر صدر الدين محمد ياد شده در رد بر جلال الدين دوانى حاشيهيى بر « شرح جديد » ترتيب داد .
از عالمان ديگر عهد صفوى شمس الدين محمد خفرى ( م 942 ه ) و ميرزا جان - باغ - نوى شيرازى ( م 994 ه ) ، و ملا عبد الرزاق لاهيجى ( م 1072 ه ) ، و آقا جمال الدين خوانسارى ، و قاضى علاء الدين عبد الخالق قاضىزادهء كر هرودى شاگرد شيخ بهاء الدين عاملى ، و ملا شمساى گيلانى ، و احمد بن زين العابدين عاملى شاگرد شيخ -
هامش
( 1 ) - در شش مقصد : 1 ) امور عامه 2 ) جوهرها و عرضها 3 ) اثبات هستى آفريدگار و صنعتهاى او 4 ) نبوت 5 ) امامت 6 ) رستاخيز .