به زبان عربيست كه چون قسمت بزرگى از آنها در خارج از ايران فراهم شده و از ايرانيان نيست ، از ذكر آنها خوددارى شده است .
تأليف تفسيرهايى به زبان عربى ، نه شرح يا حاشيه بر آثار گذشتگان ، هم در اين عهد ميان عالمان شيعى معمول بود و از آن جمله است :
كنز الدقائق تأليف ميرزا محمد بن محمد رضاى قمى كه در 1097 ه از تنظيم آن فارغ شد « 1 » .
الوجيز فى تفسير القرآن العريز تأليف على بن حسين از خاندان « ابى جامع » كه تأليفات ديگرى نيز دارد و از عالمان قرن يازدهم است .
تفسير معين تأليف نور الدين محمد بن مرتضى اخبارى از عالمان سدهء يازدهم و آغاز سدهء دوازدهم ، نوادهء برادرى ملا محسن فيض كاشانى ، و صاحب تأليفات ديگرى مانند « حقائق قدسيّه » و « كلمات نوريّه » « 2 » .
تفسير سورهء انسان با سورهء دهر تأليف شمس الدين محمد گيلانى معروف به ملا شمسا از عالمان سدهء يازدهم صاحب كتاب تحقيقات .
تفسير مقتبس الانوار من الائمة الاطهار از محمد مؤمن بن شاه قاسم سبزوارى ( م بين سالهاى 1070 - 1077 ه ) . وى در اين كتاب معنيهاى آيات را چنان كه از امامان درك كردهاند بيان نموده و گاه روايتهاى آن را نقل كرده و قصههاى قرآن را نيز از كتاب مجمع البيان طبرسى آورده است . مؤلف در اين كتاب مدعيست كه قرآن را جز از طريق استناد بحديثهاى درست نبايد تفسير كرد « 3 » .
هامش
139 - 142 : و نيز فهرست كتابخانه مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 1 ص 43 ، 121 ، 122 ، و فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، ج 1 ص 93 ، 94 ، 95 .
( 1 ) - فهرست مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 1 ، ص 164 .
( 2 ) - بنگريد بفهرست كتابخانه آستانهء قدس رضوى . ج 1 شمارهء 182 ، و فهرست كتابخانهء دانشگاه تهران ، ج 1 ص 65 - 66 .
( 3 ) - فهرست مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 1 ص 175 - 176 .