زبان علمى
نكتهء ديگر كه در اين طرح كليات شايستهء گفتنست آنكه زبان اصلى اين عهد در دانشهاى شرعى عربى بود و فارسى درين مورد عنوان زبان درجهء دوم داشت . تقريبا تمام كتابهاى اصلى كه در همهء دانشهاى شرعى ، مگر تفسير قرآن . نوشته شده و يا كتابهاى اساسى حكمت ، بتازيست و آنچه درين رشتهها به زبان فارسى نوشتهاند ، اگرچه كم نيست ، ليكن هميشه در شمار كتابها و رسالههاى درجهء دوم و سومست ، و يا ترجمههاييست از كتابهاى اساسى شيعه براى آنكه عامهء اهل ايران را به كار آيد ، و بندرت كتابى مشهور مثل جامع عباسى به فارسى تدوين شده است .
در پارهيى از دانشها مانند رياضيات و هيئت و نجوم و پزشكى و داروشناسى غلبه با كتابهاى فارسيست چنان كه مىتوان درينگونه علوم زبان فارسى را مقدم بر زبان عربى دانست و البته اين نهضتى است كه از دوران پيش بعهد صفوى انتقال يافت . و اين نكته هم نبايد فراموش شود كه باقتضاى عهد هيچيك ازين دسته كتابها در مقام و مرتبهء كتابهاى معتبر قديم كه به همين زبان نوشته شده باشد مانند دانشنامه و ذخيره يا اثرهاى مشهور افضل الدين كاشانى و نظاير آنها نيست .
مدرسهها و مركزهاى تعليم
شمارهء مدرسهها در دورهيى كه مطالعه مىكنيم بسيار بود ، چه آنها كه از قديم ، خاصّه از دوران تيمورى بازمانده بود و چه آنها كه در عهد صفوى ساخته و بر جويندگان دانشهاى دينى وقف كرده بودند . البته هنگام تحقيق دربارهء محلهاى تعليم دانشهاى شرعى نبايد تنها بمدرسهها بسنده كرد چه شمارهء بزرگى از مسجدها هم بايد درين رديف درآيد ؛ درين دسته از مسجدها علاوه بر شبستان و محل عبادت حجرهها و مدرسهايى وجود داشته و دارد كه به كار تعليم دانشهاى دينى مىآيد و عكس اين حالت براى دستهيى از مدرسهها هم وجود دارد .
در اينجا ذكر فهرستوار همهء مدرسهها و مسجدهايى كه براى تدريس محل استفاده بود ، دشوارست زيرا ذكر همهء آنها نوعى تكرار در ارائهء نمونه است مثلا در اصفهان شمارهء مدرسههاى موجود بسى مىرسد كه مهمترين آنها از عهد صفويست