تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
چون ياران ديگر بارهاى استاد را از اينجا بدانجا مىبرد و در همان حال چگونه از تهيدستى و گرسنگى پوست خربزه را كه بر زمين افگنده بودند به آب مىشست و بجاى طعام صرف مىكرد « 1 » . از اين نمونه‌ها در تاريخ علم و عالمان دورهء اسلامى ما خاصه در چهار پنج قرن اخير بسيار است و اتفاق را بيشتر دانشمندان و اديبان و شاعران ما در چنين حالى از تهىدستى و با رنجبرداريهاى بسيار در راه دانش‌آموزى بمرتبه‌هاى بلند رسيده و در تاريخ ايران نام‌آور شده‌اند و تا روزگار تحصيل من و همدرسانم هنوز نمو - دارهايى ازينگونه جوانان تنگدست رنجبردار ديده مىشدند كه بسّد رمقى بسنده مىكردند و در راه تحصيل دانش شب از روز باز نمىشناختند . اما اين گونه رنجبرداريها بكوشش كسى مىمانست كه تخم در شوره‌زار افگند . سعى در شناخت جهانى كه پروردگار دانا هر حركت و تحول را در آن تابع قانونى خاص كرده ، ممكن نيست مگر در تماس مستقيم با همان جهان حركت و تحوّل ، و چنين تماس براى كسى كه در درياى الفاظ غوطه‌ور باشد و تخيلات پيش ساخته‌يى را در گوشهء انزواى خود بنيروى منطق ارسطويى اثبات كند ، هرگز ميسر نيست و او هيچگاه بدان نتيجه‌ها نمىرسد كه طرفداران تجربه و استقراء رسيده‌اند . كسانى كه در حوزهء دانش‌هاى تجربى و اثباتى سنت‌گرايى آغاز كرده و خود را در تاروپود گفتارهاى گذشتگان درافگنده باشند و از اين « زندان ابد » راهى بعالم خارج نجويند ، فقط در همان عوالم ابتدائى گذشته باقى مىمانند و هرگز بمحيطى كه جهان تازگيهاست نمىرسند چنان كه اين « جامعان علوم » كه آنهمه در درك گفتار پيشينيان رنج مىبرده و شرح و حاشيهء پيروان آنها را در تفسير و اثبات گفتارهايشان بدفعات مىخوانده‌اند هم هيچگاه بجايى نرسيدند و تنها ارزش وجودى آنان نگهداشت نسبى ميراثهاى فكرى گذشته بود .
هامش
( 1 ) - در كتاب قصص الحكما چاپ لكنهو بنقل از گفتار سيد نعمة اللّه جزائرى شرح مفصل اين مرارتها آمده است . ترجمه تاريخ ادبيات برون ، ج 4 ص 234 .