تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
موضوع تصوف منازعهء سخت و مكاتبه‌هايى داشت كه بكدورت فيما بين انجاميد « 1 » . پسر ملا محمد تقى مجلسى ، ملا محمد باقر ، از دشمنان بىامان صوفيان و به همين سبب مورد سرزنش شديد شاگرد مير داماد و شيخ بهائى ، يعنى سيد محمد بن محمد موسوى سبزوارى معروف به « مير لوحى » است ، خاصه در پيش گرفتن راهى خلاف رفتار پدر در همگامى با اهل عرفان « 2 » . ملا محمد باقر چون انتساب پدر را بتصوف خلاف شيوه‌يى مىديد كه خود در دشمنى با آن قوم داشت ، بپندار خويش در تطهير پدر و برى ساختن او از نسبت داشتن به « اين شجرهء خبيثهء زقّوميه » كوششها كرد « 3 » . وى در رساله‌يى تازى ار آن خود بنام « اعتقادات » چنين نوشت : « بپرهيزيد از آنكه دربارهء پدر دانشمندم آخوند ملا محمد تقى مجلسى گمان بد بريد و چنين پنداريد كه او از جملهء صوفيان و يا معتقد بدوستى طريقه و مذهبشان بود . هرگز چنين نبود و چگونه مىتوانست چنين باشد درحالىكه او آشناترين و داناترين مردم زمان خود بخبرهاى اهل بيت و سخنان ايشان بود . بلكه او مردى بود پارسا و پاكدامن كه در آغاز كار خود نام تصوف بر خويش نهاد تا صوفيان به دو پيوندند و اروى نگريزند و بدين وسيله آنان را با بحثهاى نيكو و سودمند به راه راست خواند ، و چون در پايان زندگانى ديد كه ازين مصلحت‌انديشى سودى برنميخيزد و درفشهاى گمراهى و سركشى برافراشته شده و لشكرهاى شيطان چيرگى يافته‌اند دريافت كه آنان آشكارا دشمنان خدايند . پس از ايشان كناره جست و كفرشان را آشكارا نمود ؛
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ، ج 4 ، ص 144 . ( 2 ) - دربارهء او و سخنان بسيار تندش بر محمد باقر مجلسى و ايرادهايى كه بصوفيگرى و عوام‌فريبى ملا محمد تقى مجلسى و آنگاه كوشش پسرش در رد صوفيه داشت بنگريد بفهرست كتابخانه دانشگاه تهران ج 3 ص 1497 ببعد . ( 3 ) - مستفاد از عبارت طولانى پر از دشنام كه در قصص العلما چاپ لكنهو قسمت دوم ص 19 در اين باب آمده و بتمامى در ترجمه تاريخ ادبيات برون ، ج 4 ، ص 257 نقل شده است .