تهنيت ولادت داراشكوه پسر شاه جهان گويد :
يكى اختر از برج شاهى دميده * كه نورش گرفته زمه تا بماهى
گرامى خلف اينچنين بايد الحق * ز صاحبقران خلافت پناهى
بفّر فريدونيش هركه ديده * بدارا شكوهيش داده گواهى
و اين عنوان « صاحبقران » هم كه در قطعهء بالايين آمده در تاريخهاى دورهء گوركانيان هند بارها تكرار شد و مرده ريگى است از تيمور گوركان براى جانشينانش .
و اما پادشاهان صفوى ، اگرچه عنوان خلافت گاه دربارهاشان به كار رفته « 1 » ولى مقصود از خلافت در اين مورد « خلافت مرتضوى » « 2 » است نه خلافت بدان معنى كه ميان اهل سنّت متداول بود ، و اين مرتبهء خلافت براى پادشاهان ايران در آن عهد و بعد از آن ، و همچنين عنوان « دار الخلافه » براى پايتختهايشان از همين وجههء اخير آن ناشى بود ، ولى عنوانهايى كه در عهد شاه اسمعيل عادة برايش به كار مىرفت بيشتر اوصافى بود از قبيل « وارث خلافت مرتضوى » ، « درّ درياى ولايت » « ثمرهء شجرهء بوستان امامت » و نظاير آنها ؛ و با همين انديشه بود كه خاندان صفوى را « دودمان امامت مكان » مىخواندند « 3 » و اين حال تا آخر عهد آن طايفه به قوت خود برقرار بود و چنين مىپنداشتند كه پادشاهان آن سلسله سلطنت را چون و ديعهيى از امامان در اختيار دارند و اين بيت از محمد طاهر نصرآبادى دربارهء شاه سليمان پدر شاه سلطان حسين گوياى همين معنى است :
هامش
جهانگيرنامهء محمد صالح كنبوى لاهورى وقايع سال 1024 چند بار و 1037 و جز آن - و به پادشاهنامهء ملا عبد الحميد لاهورى وقايع 1065 و 1037 .
( 1 ) - احسن التواريخ روملو ، ص 60 .
( 2 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، 4 ، ص 467 .
( 3 ) - ايضا حبيب السير ، ج 4 ، ص 434 ، 462 ، 467 ، 429 و جز آنها و احسن التواريخ ، ص 60 .