صلحى كه بسال 1139 ه ميان سلطان احمد سوم و اشرف افغان بسته شد يكى از شرطها كه بر اشرف تحميل گرديد پذيرفتن عنوان امير المؤمنين براى فرمانرواى عثمانى بود . اما چون دولت افغانان دوامى نكرد اين پذيرفتارى زود بناباورى انجاميد « 1 » .
در همان حال كه عثمانيان كبّادهء خلافت مىكشيدند ، گوركانيان هند نيز چنين دعوايى داشتند . اين دعوى از زمان نيايشان امير تيمور گوركان آغاز شده بود كه مورخ خاصش نظام شامى ( شنب غازانى ) وى را با عنوانهاى « خلافت پناه » و « خلافت پناهى » ياد مىكرد . پس ازو ديگر پادشاهان تيمورى هم عنوانهايى ازين قبيل داشتند « 2 » .
بعد از آنكه بازماندهء دولت تيمورى بهندوستان منتقل شد همين عنوان خلافت مدتها براى جانشينان ظهير الدين بابر حفظ گرديد و آنها با عنوانهايى مانند « خليفهء بر حق » « 3 » و « حضرت خلافت مرتبت » « 4 » و فرزندان و دودمانشان با توصيفهايى مثل « گوهر سحاب خلافت كبرى » « 6 » و « دودمان خلافت » ياد مىشدند و دربارشان « موقف خلافت كبرى » و پايتختشان « دار الخلافه » « 7 » نام داشت « * » كليم كاشانى در
هامش
( 1 ) - شگفتست كه باوجود رابطهء مذهبى و دوستى ميان سلطان عثمانى و پادشاهان ازبك ، اينها نيز از دعوى عنوان خلافت بدور نبودند . براى نمونه بنگريد باحسن التواريخ روملو ص 98 داستان فتح هرات بر دست شيبك خان ( 913 ه ) و خطبه خواندن بنام او .
( 2 ) - همين كتاب ، ج 4 ، ص 51 - 52 .
( 3 ) - سكينة الاولياء داراشكوه چاپ هند .
( 4 ) - شاه جهاننامه ، چاپ هند ، ج 2 ، ص 4 .
( 5 ) - ايضا شاه جهاننامه ، ج 1 ، ص 277 .
( 6 ) - ايضا همان كتاب ، ج 2 ، ص 80 .
( 7 ) - بنگريد بكتابهاى : پادشاهنامه ، منتخب اللباب ، شاه جهاننامه و نظاير آنها در موارد مكرر .
( * ) راجع به اين نوع تعبيرها دربارهء اثبات خلافت گوركانيان هند باز نگاه كنيد به :