و با آنچه با مذهب شيعه و عالمان اين مذهب و مركزهاى درس و بحث آنها كردند ، رسميت مذهب شيعه را در قلمرو فرمانروايى خود بجاى نگذاشتند و حتى اشرف افغان به نحوى كه پيش از اين گفته شد در پيمان صلحى كه بسال 1139 با سلطان عثمانى بست سمت او را بعنوان خليفهء مسلمانان و امير مؤمنان پذيرفت .
بعد از فتنهء افغانان دوران چيرگى نادر و نزديكان او رسيد كه خلاف سياست صفويان با عالمان مذهبى شيعه صفايى نداشتند و او خود در مجلس مشهور صحراى موقان شرطهايى براى قبول پادشاهى با ايرانيان در ميان نهاد كه نشانهء طرفدارى از مذهبهاى اهل سنّت و مخالفت مدارانمايى با مذهب جعفرى بود ؛ و حتى در سخنانى كه در اين مورد به دو نسبت داده مىشود مخالفتش با سياست صفويان در ترويج تشيع به خوبى آشكار است ، زيرا او نشر طريقهء « رافضيان » و سب خليفگان را در ايران از جملهء علتهاى اصلى فساد و آشوب و از ميان بردن امنيت و آرامش دانسته است و چون صدر الصدور با اين گفتار مخالفت آغاز كرد بفرمان فاتح افشارى از حليهء حيات عارى شد « 1 » .
از پنج شرطى كه نادر براى پذيرفتن مقام پادشاهى با ايرانيان بست دو شرط بزيان كيش جعفرى بود نخست آنكه ايرانيان از انكار و عناد گذشتهء خود نسبت باهل سنت دست بردارند تا اهل سنت مذهب جعفرى را مانند مذهبهاى چهارگانه و پنجم آنها بشناسند . و دوم آنكه در خانهء كعبه كه ركنهاى چهارگانهاش خاص پيشوايان چهار مذهب اهل سنت است ، ايرانيان در يكى از آنها با سنيان شريك شوند و بطريقهء جعفرى نماز بگزارند و اين دو شرط همراه چند شرط ديگر در مجلس موقان كه از بزرگان سياسى و نظامى و مذهبى تشكيل شده بود ، پذيرفته گشت ( 1148 ه ) و بعد از آن بسال 1156 ه در مجمعى از عالمان اهل سنت و تشيع در نجف تصويب شد ليكن سلطان عثمانى آن را مردود دانست . گذشته ازينها چون نادر از دشت موقان
هامش
( 1 ) - تاريخ ايران ، سرپرسى سايكس ، ترجمهء فخر داعى ، ج 2 تهران 1330 ص 365 .