بقزوين رسيد فرمان داد اوقاف مملكت را كه در دست عالمان شرعى و در واقع تيول آنان بود بسود سپاهيان نادرى ضبط كنند .
موضوع خلافت
پيش ازين « 1 » سرگذشت خلافت اسلامى بعد از گشوده شدن بغداد بدست هولاگوى مغول باختصار بيان شد و گفتهام كه از آن پس مركز خلافت عباسى بقاهره انتقال يافت و در پناه مملوكان مصر درآمد ( 659 ه ) ، و بعد از آن بازماندگان دودمان عباسى با فرمانبردارى از سلاطين مصر عنوان ظاهرى خلافت را تا سال 923 ه حفظ كردند . در اين سال سلطان سليم اول عثمانى ( 918 - 926 ه ) بر كشور مصر تسلط يافت و كمى بعد حرمين را نيز ضميمهء متصرفات خود نمود و در آنها خطبه بنام سلطان سليم خوانده شد و بدين ترتيب خليفگان عباسى كه اسما در مصر رسم خلافت نياكان را ادامه مىدادند از آن عنوان ظاهرى كه داشتند محروم شدند و چيزهايى را كه مدعى تعلق آنها به پيامبر اسلام بودند بعثمانيان واگذاشتند و حق خلافت بسلطان سليم و پس ازو بجانشينانش اختصاص يافت و از اين تاريخ سلاطين عثمانى عنوان امير المؤمنين اختيار كردند . « 2 »
پيداست كه پادشاهان صفوى و همهء شيعيان اماميّه چنين عنوانى را براى سلطان عثمانى نمىشناختند و يكى از علتهاى اختلاف ميان دو دولت نيز همين بود و حتى در عهد تسلط افغانان پادشاه عثمانى كه چشم طمع بولايتهاى غربى ايران دوخته بود و خيال جنگ با اشرف افغان داشت ، از مفتيان سرزمين خود فتوى گرفت كه با وجود او كه امير مؤمنانست كسى ديگر حق پيشوايى و پادشاهى بر مسلمانان ندارد و اين تدبيرانديشى از آن روى بود كه سپاهيان دولت عثمانى جنگ با يك پادشاه سنّى و سپاهيان سنّى او را جايز نمىشمردند ، و سرانجام در پيمان
هامش
( 1 ) - همين كتاب ، ج 3 ، ص 125 - 126 .
( 2 ) - احسن التواريخ ص 461 . طبقات سلاطين اسلام ترجمهء عباس اقبال ، تهران 1312 ص 171 .