تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
پيداست كه سپاهيان سنى مذهب افغان و سران و مفتيانشان در دوران پيروزى و حكومت از درازدستيهايى كه پيش مىآمد خوددارى نداشتند و رفتار خشونت آميزشان از حيث تعرّض بجان و مال و ناموس شيعيان بهرجا كه رسيدند ، خاصه در اصفهان ، مشهور است « 1 » چنان كه اسمعيل بن محمد مازندرانى معروف به « خواجويى » ( م 1173 ه ) در يكى از رساله‌هاى خود كه در اوان حملهء افغانان تأليف كرده آن دوران را عهد كشتار مؤمنان و در افتادن زنانشان در دست مردم ملحد فاجر و غارت اموال و اولادشان بدست بىدينان كافر و دوران رواج ظلم و بيداد و غم و اندوه و هرج و مرج معرفى نموده و شرحى غم‌انگيز دربارهء آن داده است « 2 » . عالم معروف ديگر امير محمد حسين بن امير محمد صالح خاتون‌آبادى دختر زادهء ملا محمد باقر مجلسى كه در همين اوان از اصفهان گريخته و در خاتون‌آباد واقع در دو فرسنگى آن شهر سكونت گزيده بود ، شرحى طولانىتر در اين باره داده و آتش فتنه‌يى را كه در عراق عرب و عجم بالا گرفته بود وصف كرده و خاصه وضع اندوهبار اصفهان و قحط و غلاى شديد آن را در محاصرهء افغانان و نهب و غارت و كشتار و هتك ناموس شيعيان و نظاير اين فجايع را بتفصيل بيان كرده و از آن جمله است اين عبارت غم‌انگيز او : « و احزناه على تخريب المدارس و المعابد و فقدان الفضلا و العلماء و الصلحاء و وامصيبتاه على اندراس كتب الفقها و انمحاء آثارهم بين الاذكياء الطالبين للاهتداء » « 3 » و همين خاتون‌آبادى هم از آزار آنان در امان نماند چنان كه او را زدند و بزندان افگندند و اموالش را غارت كردند و بعضى از كسانش را كشتند و او به زحمت توانست با بعضى از ياران ، بعد از تحمل شدائد جان از معركه بيرون برد . روشنست كه افغانان بعد از تسلط بر ايران و تشكيل دولت مستعجل خويش ،
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ، ج 1 ، ص 114 . ( 2 ) - ايضا همان كتاب و همان جلد ، ص 115 ( 3 ) - روضات الجنات ، ج 1 ، ص 116 - 117 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 196 | ذبيح الله صفا