تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
هلاكتش مىرفت ليكن خود در همان اوان مسموم شد ! اما گويا شاه اسمعيل دوم تا دم مرگ شيوهء مخالفت را با تشيع دنبال كرد و در اواخر ايام خود بر اثر اعترا - ضهاى بعضى از سران قزلباش دست از اين كار برداشت و مسلما بر اثر همين تغيير روش بود كه روملو در شرح سلطنت وى ، او را از حاميان دين خوانده و گفته است كه « آن حضرت در اقامت جمعه و جماعات و امضاى احكام صيام و صلوة و استدامت امر معروف و نهى منكرات و رفع بدع و مناهى و زجر و رفع ملاهى يد بيضا نمود » « 1 » و حال آنكه رفتار « آن حضرت » در آغاز پادشاهيش مسلما خلاف اين بود كه مورخ مذكور دربارهء وى نوشته است . دومين خطرى كه بمذهب دوازده اماميان روى آورد سخت‌تر و پاينده‌تر بود و آن حالتى است كه با چيرگى افغانان آغاز شد و بعد از آن با تسلط نادر بر كارهاى كشورى و لشكرى و رسيدن او بمقام سلطنت امتداد يافت . فتنه افغانان چنان كه مىدانيم نتيجهء مستقيم نابخردى شاه سلطان حسين و درباريان او و از ارمغانهاى خشونت شيعيان نسبت باهل سنت و كشتار و آزار آنان سرچشمه گرفته بود . « در آن وقت شيعيان . . . « 2 » از مطالعهء مصنفات و مؤلفات علماى آن زمان چنان مىدانستند كه خون سنّيان و مالشان و زنشان و فرزندشان حلالست . . . و شروع نمودند بايذا و آزار نمودن اهل سنّت » « 3 » افغان و همين امر سبب شد كه رئيس افغانان غلجائى پس از نوميد شدن از دادرسى « امناى ملّت » در اصفهان ، ناگزير از عالمان سنّى فتوايى در بايستگى جنگ با شيعه و كشتارشان گرفت و همان فتواست كه دستاويز قيام افغانان شد و كار را بمحاصرهء اصفهان و مخذول و منكوب كردن سران دولت و عالمان امت شيعه كشانيد ( 1134 ه ) .
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، ص 480 - 481 . ( 2 ) - بجاى اين نقطه‌ها در اصل دشنامهاييست بر شيعيان . ( 3 ) - رستم التواريخ ، محمد هاشم آصف ، چاپ دوم ، تهران 1352 ، ص 115 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 195 | ذبيح الله صفا