تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
و يارانشان كه جانبدار سياست‌نژادى عربى بوده‌اند ، در آن نشان داده‌اند ، و شايد سبب دشمنى عالمان شرعى از خاندانهاى عاملى و بحرانى و جز آن ، با آن كتاب به همين سبب بوده است و گرنه اين كتاب كه گويا اصلا روايت ابو طاهر محمد بن حسن طرسوسى « 1 » صاحب دارابنامه و قهرمان‌نامه بود ، در روايتهاى عهد صفوى چنان بسليقهء دوازده اماميان تغيير صورت داده است كه « حفظهء دين مبين » نمىبايست اصلا بيمى از آن بخاطر راه دهند « 2 » . چون قدرت پادشاهان گوركانى هند با جلب خشنودى و حمايت مسلمانان آن ديار و عالمان آن قوم بستگى داشت ، اين قوم در آن سامان نيز از نفوذ خود براى آزار مخالفان و از آن جمله صوفيان بهره برگرفتند و به فتواى خويش جمعى از آنان را بديار نيستى فرستادند . از آن جمله است سرمد كاشانى شاعر معروف كه بسال 1070 ه بديار نيستى فرستاده شد و يكسال پيش از واقعهء آن شاعر عارف پيشه واقعهء محمد دارا شكوه پسر و وليعهد شاه جهان رخ داد . وى از بزرگان سلسلهء قادريهء هند و صاحب كتابهاى پرارزشى در تصوف و عرفان است و بتحريك برادرش اورنگ زيب و به فتواى عالمان شرع كه حكم بزندقه و الحادش داده بودند بسال 1069 ه كشته شد .

رخنه‌هايى در تشيّع و در نفوذ عالمان مذهبى

در بنيان نفوذ عالمان شرع عهد صفوى ، با همه استوارى كه داشت ، دو سه بار رخنه و خللى راه جست كه با ترك حمايت از تشيع يا موقوف گذاردن سياست دينى از جانب قدرت مركزى همراه بود و اين وضع نخستين بار در سلطنت
هامش
( 1 ) - دربارهء او و آثارش رجوع شود بمقدمهء دارابنامهء طرسوسى ، بتصيح اين بنده ، چاپ دوم ، تهران ، 2536 شاهنشاهى ، ص : بيست و شش - بيست و هفت . ( 2 ) - ازين داستان نسخه‌هاى متعدد در دستست و آقاى اقبال يغمايى يكى از تحريرهاى آن را در شمار انتشارات گوتنبرگ تهران طبع كرده است . در همين نسخه چاپى ( ص 32 ) ابو طاهر طرسوسى بعنوان « راوى اخبار » ياد شده است .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 192 | ذبيح الله صفا