تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
نيز نشانيست از نفرت آن قوم از داستانهاى ملى ايرانى زيرا در آن داستانها مفاخر نياكانشان نهفته است و بازگفتن همين مفاخر است كه در نظر آنان « مدح گبركان » و از مقولهء « بدعت و ضلالت » بود و هست « 1 » . همين نفرت از داستانهاى ملى سبب شد كه بيشتر منظومه‌هاى داستانى و يا سرگذشتهاى قهرمانى و پهلوانى كه پيش از عهد مغول فراهم آمده بود ، از دورهء غلبهء عالمان مذهب دوازده امامى متروك شود چنان كه نسخه‌هاى آن آثار بيشتر در هند ، ميان پارسيان آن ديار و يا در دستگاه مغول كبير و رجال آن درگاه يافته مىشد و بندرت در ايران . شگفت است كه عالمان شيعى حتى از نشر داستان ابو مسلم خراسانى ( ابو مسلم نامه ) هم كه در تحريرهاى عهد صفوى چهرهء بسيار متعصبانهء شيعهء اثنى عشرى در برابر اهل سنت پذيرفته است « 2 » خوشدل نبوده‌اند . مطهّر بن محمد مقدادى در كتابى كه بسال 1060 در رد صوفيان فراهم آورده است گويد كه مير لوحى « 3 » مردم را از ذكر ابو مسلم خراسانى و بازگفتن سر گذستشان منع مىكرد و به همين سبب صوفيان عوام را بآزار او برانگيختند . اگرچه بهم بازبستن اين دو جريان پيوند دادن آسمان با ريسمانست ليكن بد گفتن مير لوحى از ابو مسلم آشكار و اين نكته روشنست كه بهمراه مير لوحى چند تن از عالمان دين دفترهايى در سرزنش كردن بو مسلم پرداخته‌اند « 4 »
هامش
( 1 ) - در اينجا اين سخن گستاخانهء سيف الدين فرغانى بيادم آمد كه يك بار ديگر نيز بدان در مجلد سوم همين كتاب استشهاد كرده‌ام :نزد عاشق گل اين خاك نمازى نبود * كه نجس كردهء پرويز و قباد و كسرى است( 2 ) - آقاى اقبال يغمائى نسخه‌يى از اين داستان را كه از تحريرهاى همين دوره و مقتبس از تحرير قديمتريست در انتشارات گوتنبرگ ، تهران ، طبع كرده است . ( 3 ) - مقصود سيد محمد بن محمد موسوى سبزوارى از عالمان مذهبى دوران پادشاهان اخير صفوى و معارض با معاصر خود ملا محمد باقر مجلسى است كه بدگوييهاى او از مجلسى دوم و پدرش ملا محمد تقى مجلسى و وارد كردن ايرادهاى بسيار سخت بر آنها مشهور است . ( 4 ) - الذريعه ، شيخ آقا بزرگ تهرانى ، ج 4 ، ص 151 .