عاملى بىذكر نام او بدفتر خود درآورده است .
از اين گونه « انتحال » ها در ميان عالمان ياد شده بسيار است « 1 » ، و اين غير از نقلها و تكرارهاى مطالب فراوان و بىشمارى از كتابها و رسالههاى يكديگر و از گفتارهاى گذشتگان است كه عادة بىذكر مأخذ انجام گرفته و يكى از علتهاى بنيادى در انبوهى اين همه تأليفها و تصنيفها در دانشهاى شرعى ما گرديده و غالبا تكرار مكرر و زائد بر حاجت و تنها براى اثبات لياقت اجتهاد يا اظهار علم و اطلاع صورت تدوين يافته است .
انقطاع از پيوندهاى ملى
آموزش عالمان دينى روزگار صفوى و پس از آن ، چنان كه پيش از اين گفته شد ، با استادانى آغاز يافت كه همگى از مركزهاى دينى شيعه در بحرين و شام و لبنان و عراق عرب آمده بودند ، و يا در همانجايها بساط تعليم مىگسترده و شاگردانى را كه از ايران مىرفتند تربيت مىنمودهاند . ازين روى عالمان دينى اين دوره از چند جهت زير تأثير مستقيم فرهنگ تازى بودند ، درسها را با زبان تازى آغاز مىكردند و تا به آخر با آن زبان سروكار داشتند و بيشتر تأليفهاى خود را به عربى خوب يابد ، و گاه نادرست « 2 » نوشتند و از اين راه ، دورانى تازه از چيرگى فرهنگ تازى ، بر سر دورههاى پيشين ، در ايران پديد آوردند .
با اين وصف اگر گروه ياد شده را يكباره دور از دوستدارى فرهنگ ايرانى بيابيم جاى شگفتى نيست . آشنايى با فرهنگ هر ملت تنها از راه آموختن تاريخ
هامش
( 1 ) - بنگريد بفهرست دانشگاه تهران ، ج 3 ص 603 - 605 داستان دزدى صاحب كتاب « كاشف الحق » از كتاب حديقة الشيعه اردستانى كه در جستار تصوف خواهيم شناخت . اين دزدى با تغييرات بسيار جزئى در آغاز و انجام و برخى جايهاى ديگر حديقه و درآوردن كتاب بنام مؤلف ( ! ) جديد ، صورت عمل پذيرفت !
( 2 ) - اثرهاى حاج ملا هادى سبزوارى حكيم عهد قاجارى از نمونههاى بارز اين « غلطنويسى » در زبان عربيست . بنگريد بفهرست دانشگاه تهران ، ج 2 ، ع منزوى ، ص 372 - 373 .